tsar

[ایالات متحده]/zɑː/
[بریتانیا]/zɑr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تزار روسی دیکتاتور خودکامه
Word Forms
جمعtsars

عبارات و ترکیب‌ها

Russian tsar

تزار روسیه

جملات نمونه

Karakozov made an attempt on the Tsar's life.

کاراکوزوف سعی کرد جان تزار را هدف قرار دهد.

the tsar's attempts to dictate policy.

تلاش‌های تزار برای تعیین سیاست

the author spent 25 years researching the Tsar's life.

نویسنده 25 سال روی زندگی تزار تحقیق کرد.

The tsar protected his personal prerogatives.

تزار از حقوق ویژه شخصی خود محافظت کرد.

He assumed full authority as tsar in 1689.

او در سال 1689 به طور کامل قدرت را به عنوان تزار به دست گرفت.

He was executed in 1887for plotting to assassinate the tsar.

او در سال 1887 به دلیل توطئه برای ترور تزار اعدام شد.

Petya felt that he looked unpresentable, and was afraid that if he showed himself in this guise to the gentlemen-in-waiting, they would not admit him to the Tsar's presence.

پتیا احساس کرد که ظاهر مناسبی ندارد و از اینکه اگر خود را با این پوشش به خدمتکاران نشان دهد، به حضور تزار راهی نشود، می‌ترسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید