too much tsoris
بسیار زیاد تسرّیس
tsoris galore
تسرّیس فراوان
classic tsoris
تسرّیس کلاسیک
tsoris alert
هشدار تسرّیس
tsoris central
تسرّیس مرکزی
daily tsoris
تسرّیس روزانه
tsoris situation
وضعیت تسرّیس
tsoris management
مدیریت تسرّیس
avoid tsoris
اجتناب از تسرّیس
tsoris fix
رفع تسرّیس
my friend always has tsoris when planning events.
دوست من همیشه هنگام برنامهریزی رویدادها دچار اضطراب میشود.
she found herself in a tsoris over the unexpected changes.
او متوجه شد که به دلیل تغییرات غیرمنتظره دچار اضطراب شده است.
his tsoris was evident when he couldn't find his keys.
اضطراب او زمانی که نتوانست کلیدهایش را پیدا کند آشکار شد.
they had a tsoris trying to coordinate their schedules.
آنها در تلاش برای هماهنگی برنامههایشان دچار اضطراب شدند.
after the meeting, she felt a wave of tsoris wash over her.
پس از جلسه، او احساس کرد موجی از اضطراب بر او غلبه میکند.
the tsoris from the missed deadline was overwhelming.
اضطراب ناشی از از دست دادن مهلت مقرر طاقتفرسا بود.
he often shares his tsoris with his close friends.
او اغلب اضطراب خود را با دوستان نزدیکش در میان میگذارد.
dealing with tsoris can be a learning experience.
مقابله با اضطراب میتواند یک تجربه یادگیری باشد.
she approached her tsoris with a positive attitude.
او با نگرش مثبت با اضطراب خود برخورد کرد.
finding solutions to tsoris can build resilience.
پیدا کردن راهحلهایی برای اضطراب میتواند تابآوری را افزایش دهد.
too much tsoris
بسیار زیاد تسرّیس
tsoris galore
تسرّیس فراوان
classic tsoris
تسرّیس کلاسیک
tsoris alert
هشدار تسرّیس
tsoris central
تسرّیس مرکزی
daily tsoris
تسرّیس روزانه
tsoris situation
وضعیت تسرّیس
tsoris management
مدیریت تسرّیس
avoid tsoris
اجتناب از تسرّیس
tsoris fix
رفع تسرّیس
my friend always has tsoris when planning events.
دوست من همیشه هنگام برنامهریزی رویدادها دچار اضطراب میشود.
she found herself in a tsoris over the unexpected changes.
او متوجه شد که به دلیل تغییرات غیرمنتظره دچار اضطراب شده است.
his tsoris was evident when he couldn't find his keys.
اضطراب او زمانی که نتوانست کلیدهایش را پیدا کند آشکار شد.
they had a tsoris trying to coordinate their schedules.
آنها در تلاش برای هماهنگی برنامههایشان دچار اضطراب شدند.
after the meeting, she felt a wave of tsoris wash over her.
پس از جلسه، او احساس کرد موجی از اضطراب بر او غلبه میکند.
the tsoris from the missed deadline was overwhelming.
اضطراب ناشی از از دست دادن مهلت مقرر طاقتفرسا بود.
he often shares his tsoris with his close friends.
او اغلب اضطراب خود را با دوستان نزدیکش در میان میگذارد.
dealing with tsoris can be a learning experience.
مقابله با اضطراب میتواند یک تجربه یادگیری باشد.
she approached her tsoris with a positive attitude.
او با نگرش مثبت با اضطراب خود برخورد کرد.
finding solutions to tsoris can build resilience.
پیدا کردن راهحلهایی برای اضطراب میتواند تابآوری را افزایش دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید