tsoris

[ایالات متحده]/ˈtsɔːrɪs/
[بریتانیا]/ˈtsɔːrɪs/

ترجمه

n. مشکل، درد، بدشانسی
Word Forms
جمعtsoriss

عبارات و ترکیب‌ها

too much tsoris

بسیار زیاد تسرّیس

tsoris galore

تسرّیس فراوان

classic tsoris

تسرّیس کلاسیک

tsoris alert

هشدار تسرّیس

tsoris central

تسرّیس مرکزی

daily tsoris

تسرّیس روزانه

tsoris situation

وضعیت تسرّیس

tsoris management

مدیریت تسرّیس

avoid tsoris

اجتناب از تسرّیس

tsoris fix

رفع تسرّیس

جملات نمونه

my friend always has tsoris when planning events.

دوست من همیشه هنگام برنامه‌ریزی رویدادها دچار اضطراب می‌شود.

she found herself in a tsoris over the unexpected changes.

او متوجه شد که به دلیل تغییرات غیرمنتظره دچار اضطراب شده است.

his tsoris was evident when he couldn't find his keys.

اضطراب او زمانی که نتوانست کلیدهایش را پیدا کند آشکار شد.

they had a tsoris trying to coordinate their schedules.

آنها در تلاش برای هماهنگی برنامه‌هایشان دچار اضطراب شدند.

after the meeting, she felt a wave of tsoris wash over her.

پس از جلسه، او احساس کرد موجی از اضطراب بر او غلبه می‌کند.

the tsoris from the missed deadline was overwhelming.

اضطراب ناشی از از دست دادن مهلت مقرر طاقت‌فرسا بود.

he often shares his tsoris with his close friends.

او اغلب اضطراب خود را با دوستان نزدیکش در میان می‌گذارد.

dealing with tsoris can be a learning experience.

مقابله با اضطراب می‌تواند یک تجربه یادگیری باشد.

she approached her tsoris with a positive attitude.

او با نگرش مثبت با اضطراب خود برخورد کرد.

finding solutions to tsoris can build resilience.

پیدا کردن راه‌حل‌هایی برای اضطراب می‌تواند تاب‌آوری را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید