tubercle

[ایالات متحده]/'tjuːbək(ə)l/
[بریتانیا]/'tubəkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برآمدگی کوچک گرد، برآمدگی کوچک، گره
Word Forms
جمعtubercles

عبارات و ترکیب‌ها

calcified tubercle

توبول سفت‌شده

pulmonary tubercle

توبول ریوی

tubercle bacillus

باسیلوس سل

جملات نمونه

test positive for the tubercle bacillus.

تست مثبت برای باسیل سل.

The silica-phellem block and stomate tubercle on 3rd leaf are underdeveloped, the tubercle of stomate block is small and dense in japonica, big and sparse in O.

بلوک سیلیکا-فللم و برجستگی روزنک بر روی برگ سوم توسعه‌نیافته است، برجستگی روزنک در ژاپونیکا کوچک و متراکم و در O بزرگ و پراکنده است.

The os trigonum is an accessory bone of the foot, locates at the posterolateral tubercle of the talus, and occures in about 7% of population.

استخوان مثلثی یک استخوان جانبی پا است که در برجستگی خلفی-جانبی استخوان تالوس قرار دارد و در حدود 7 درصد از جمعیت رخ می دهد.

Bromic concealed booth can be reduced and restrain the element that urge breast to secrete, and alleviate effectively periodic breast ache and tubercle of abreaction mammary gland.

غرفه پنهان برومی می‌تواند کاهش یابد و عنصری را که باعث ترشح پستان می‌شود، مهار کند و به طور موثر درد دوره‌ای پستان و توبولوس سینه را تسکین دهد.

Osgood-Schlatter disease (also known as tibial tubercle traumatic apophysitis) is an inflammation of the growth plate at the tibial tuberosity.

بیماری اسگود-شلاتر (که به عنوان آپوفیزیت تومارول تبیال آسیب‌زا نیز شناخته می‌شود) یک التهاب در صفحه رشد در تومارول تبیال است.

The patients had symptoms of dysuria and urethralgia.The tubercle could be found.Pathological section revealed malakoplakia cells and Michaelis-Gutman inclusion bodies.

بیماران علائمی از دیزیوری و اورترالژی داشتند. برجستگی قابل مشاهده بود. نمونه آسیب شناسی سلول های مالاکوپلاکی و جسم های میکائیلیس-گوتمن را نشان داد.

angle of helix, protracting crus of helix, and repairing auricular tubercle, antitragus and defects, the frameworks of helix and antihelix were cohered to form the cartilage framework.

زاویه هلیکس، کروس پروترکتینگ هلیکس و ترمیم برآمدگی گوش، آنتی‌ترگوس و نقص‌ها، چارچوب‌های هلیکس و آنتی‌هلیکس برای تشکیل چارچوب غضروفی منسجم شدند.

نمونه‌های واقعی

They grew calcified bumps called tubercles to match the coral's texture.

آنها برآمدگی‌های سخت‌شده‌ای به نام برجک‌ها برای مطابقت با بافت مرجان رشد دادند.

منبع: "Minute Earth" Fun Science Popularization

All around it is a series of very odd tubercles and nobbles and bobbles.

اطراف آن مجموعه‌ای از برجک‌ها، غلظت‌ها و برآمدگی‌های عجیب و غریب است.

منبع: Paleontology Popular Science

The air pressure from that kind of  speed could damage the bird's lungs, but the falcon small tubercles blow  the airflow away from their nostrils.

فشار هوا از آن نوع سرعت می‌تواند به ریه‌های پرنده آسیب برساند، اما برجک‌های کوچک شاهین جریان هوا را از سوراخ‌های بینی آن‌ها دور می‌کند.

منبع: Animal Logic

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید