tuberosity

[ایالات متحده]/ˌtjuːbəˈrɒsɪti/
[بریتانیا]/ˌtuːbəˈrɑːsɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برآمدگی گردی بر روی یک استخوان یا ارگان؛ یک ورم یا برآمدگی؛ یک ساختار آناتومیکی که شبیه به توبر است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bone tuberosity

برآمدگی استخوانی

tibial tuberosity

سیانوز تیبیال

tuberosity growth

رشد برآمدگی

tuberosity fracture

شکستگی برآمدگی

muscle tuberosity

برآمدگی عضلانی

tuberosity pain

درد برآمدگی

tuberosity development

توسعه برآمدگی

tuberosity prominence

برجستگی برآمدگی

tuberosity attachment

اتصال برآمدگی

tuberosity area

ناحیه برآمدگی

جملات نمونه

the doctor explained the significance of the tuberosity in the healing process.

پزشک اهمیت برآمدگی در فرآیند بهبودی را توضیح داد.

in anatomy class, we studied the different types of tuberosities.

در کلاس آناتومی، ما انواع مختلف برآمدگی ها را مطالعه کردیم.

the tuberosity serves as an attachment point for muscles.

برآمدگی به عنوان نقطه اتصال برای عضلات عمل می کند.

he felt pain near the tuberosity after the workout.

او بعد از تمرین، در نزدیکی برآمدگی احساس درد کرد.

research shows that tuberosity size can vary among individuals.

تحقیقات نشان می دهد که اندازه برآمدگی می تواند در افراد مختلف متفاوت باشد.

the radiologist pointed out the tuberosity on the x-ray.

رادیولوژیست برآمدگی را در عکس رادیوگرافی نشان داد.

understanding tuberosity is crucial for orthopedic surgeons.

درک برآمدگی برای جراحان ارتوپدی بسیار مهم است.

the athlete had to strengthen the muscles around the tuberosity.

ورزشکار باید عضلات اطراف برآمدگی را تقویت کند.

there are various conditions associated with tuberosity inflammation.

شرایط مختلفی با التهاب برآمدگی مرتبط هستند.

she was diagnosed with a condition affecting her tuberosity.

او به دلیل وضعیتی که بر برآمدگی او تأثیر می گذاشت، تشخیص داده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید