crashes

[ایالات متحده]/kræʃɪz/
[بریتانیا]/kræʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (به) به شدت برخورد کردن؛ به هم کوبیدن؛ به طور ناگهانی هجوم آوردن؛ صدای بلندی ایجاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

system crashes

خرابی سیستم

application crashes

خرابی برنامه

computer crashes

خرابی کامپیوتر

game crashes

خرابی بازی

software crashes

خرابی نرم‌افزار

website crashes

خرابی وب‌سایت

program crashes

خرابی برنامه

browser crashes

خرابی مرورگر

server crashes

خرابی سرور

device crashes

خرابی دستگاه

جملات نمونه

the car crashes into the wall.

ماشین به دیوار برخورد می‌کند.

the software crashes unexpectedly.

نرم‌افزار به طور غیرمنتظره‌ای دچار خرابی می‌شود.

his computer crashes every time he updates.

کامپیوتر او هر بار که به‌روزرسانی می‌کند دچار خرابی می‌شود.

the plane crashes during the storm.

هواپیما در طول طوفان سقوط می‌کند.

the game crashes after the latest patch.

بازی پس از آخرین به‌روزرسانی دچار خرابی می‌شود.

the system crashes when overloaded.

سیستم در هنگام اضافه بار دچار خرابی می‌شود.

my phone crashes when i open too many apps.

تلفن من هنگ می‌کند وقتی بیش از حد برنامه باز می‌کنم.

he crashes his bike into a tree.

او دوچرخه خود را به درخت می‌کوبد.

the stock market crashes unexpectedly.

بازار سهام به طور غیرمنتظره‌ای دچار سقوط می‌شود.

the website crashes due to high traffic.

وب‌سایت به دلیل ترافیک بالا دچار خرابی می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید