tumblings

[ایالات متحده]/ˈtʌmbəlɪŋz/
[بریتانیا]/ˈtʌmblɪŋz/

ترجمه

n. عمل فرو افتادن یا غلتیدن
adj. در وضعیت مایل یا کج
v. عمل افتادن یا فروریختن

عبارات و ترکیب‌ها

tumbling down

غلتیدن به پایین

tumbling blocks

بلوک‌های غلتان

tumbling waves

امواج غلتان

tumbling leaves

برگ‌های غلتان

tumbling dice

تاس‌های غلتان

tumbling rocks

سنگ‌های غلتان

tumbling toys

اسباب‌بازی‌های غلتان

tumbling figures

تصاویر غلتان

tumbling stars

ستاره‌های غلتان

tumbling clouds

ابر‌های غلتان

جملات نمونه

the tumblings of the waves created a soothing sound.

غلت و خیزش امواج صدایی آرام‌بخش ایجاد کرد.

she watched the tumblings of the leaves in the wind.

او به رقص و پرواز برگ‌ها در باد نگاه کرد.

the tumblings of the children brought joy to the park.

بازی و خنده کودکان شادی را به پارک آورد.

his tumblings on the mat impressed the audience.

حرکات نمایشی او روی تشک تماشاگران را تحت تاثیر قرار داد.

after the tumblings, he felt dizzy but happy.

بعد از بازی و خنده، او سرگیجه گرفت اما خوشحال بود.

the tumblings of the logs down the hill were dangerous.

غلتیدن و سقوط درختان از تپه خطرناک بود.

she enjoyed the tumblings of the clouds during the storm.

او از رقص و پرواز ابرها در طول طوفان لذت برد.

the tumblings of the acrobat were breathtaking.

حرکات نمایشی آکروبات نفس‌گیر بود.

the tumblings of the rocks in the river created a natural melody.

غلتیدن سنگ‌ها در رودخانه یک ملودی طبیعی ایجاد کرد.

he captured the tumblings of the snowflakes in his video.

او رقص و پرواز برف‌ها را در فیلم خود ضبط کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید