| جمع | tuners |
guitar tuner
تنظیمکننده گیتار
piano tuner
تنظیمکننده پیانو
fm tuner
تنظیمگر FM
tuner or the televisor in VHF band by the theory of Two-port network and filter.
تنظیمکننده یا تلویزیور در باند VHF بر اساس نظریه شبکه دو پورت و فیلتر.
Digital systems for printing on ceramics, photoceramics, ceramic tuner, souvenirs, digital...
سیستم های دیجیتال برای چاپ روی سرامیک، فوتوسرامیک، تیونر سرامیکی، سوغاتی، دیجیتال...
She adjusted the tuner on the radio to find a clearer station.
او تنظیمکننده رادیو را برای یافتن ایستگاه واضحتر تنظیم کرد.
The piano tuner comes once a year to tune our piano.
تنظیمکننده پیانو سالی یک بار برای کوک پیانوی ما میآید.
He is a skilled guitar tuner and can tune any guitar perfectly.
او یک تنظیمکننده گیتار ماهر است و میتواند هر گیتاری را به طور کامل کوک کند.
The TV tuner allows you to access different channels.
تنظیمکننده تلویزیون به شما امکان دسترسی به کانالهای مختلف را میدهد.
Make sure the tuner is set correctly before using the equipment.
مطمئن شوید که قبل از استفاده از تجهیزات، تنظیمکننده به درستی تنظیم شده است.
The tuner in the car radio needs to be replaced.
تنظیمکننده رادیوی خودرو نیاز به تعویض دارد.
She is learning to be a tuner for musical instruments.
او در حال یادگیری برای تنظیم سازهای موسیقی است.
The tuner knob on the amplifier controls the frequency.
دکمه تنظیمکننده روی تقویتکننده فرکانس را کنترل میکند.
He is a professional tuner and can tune any instrument to perfection.
او یک تنظیمکننده حرفهای است و میتواند هر سازی را به کمال کوک کند.
The tuner is an essential tool for musicians to keep their instruments in tune.
تنظیمکننده یک ابزار ضروری برای نوازندگان برای حفظ کوک سازهایشان است.
guitar tuner
تنظیمکننده گیتار
piano tuner
تنظیمکننده پیانو
fm tuner
تنظیمگر FM
tuner or the televisor in VHF band by the theory of Two-port network and filter.
تنظیمکننده یا تلویزیور در باند VHF بر اساس نظریه شبکه دو پورت و فیلتر.
Digital systems for printing on ceramics, photoceramics, ceramic tuner, souvenirs, digital...
سیستم های دیجیتال برای چاپ روی سرامیک، فوتوسرامیک، تیونر سرامیکی، سوغاتی، دیجیتال...
She adjusted the tuner on the radio to find a clearer station.
او تنظیمکننده رادیو را برای یافتن ایستگاه واضحتر تنظیم کرد.
The piano tuner comes once a year to tune our piano.
تنظیمکننده پیانو سالی یک بار برای کوک پیانوی ما میآید.
He is a skilled guitar tuner and can tune any guitar perfectly.
او یک تنظیمکننده گیتار ماهر است و میتواند هر گیتاری را به طور کامل کوک کند.
The TV tuner allows you to access different channels.
تنظیمکننده تلویزیون به شما امکان دسترسی به کانالهای مختلف را میدهد.
Make sure the tuner is set correctly before using the equipment.
مطمئن شوید که قبل از استفاده از تجهیزات، تنظیمکننده به درستی تنظیم شده است.
The tuner in the car radio needs to be replaced.
تنظیمکننده رادیوی خودرو نیاز به تعویض دارد.
She is learning to be a tuner for musical instruments.
او در حال یادگیری برای تنظیم سازهای موسیقی است.
The tuner knob on the amplifier controls the frequency.
دکمه تنظیمکننده روی تقویتکننده فرکانس را کنترل میکند.
He is a professional tuner and can tune any instrument to perfection.
او یک تنظیمکننده حرفهای است و میتواند هر سازی را به کمال کوک کند.
The tuner is an essential tool for musicians to keep their instruments in tune.
تنظیمکننده یک ابزار ضروری برای نوازندگان برای حفظ کوک سازهایشان است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید