tunk it
تونک آن
tunk down
تونک پایین
tunk away
تونک دور
tunk up
تونک بالا
tunk sound
صدای تونک
tunk box
جعبه تونک
tunk time
زمان تونک
tunk call
تماس تونک
tunk game
بازی تونک
tunk play
تونک بازی کن
he decided to tunk the ball into the net.
او تصمیم گرفت توپ را به داخل شبکه پرتاب کند.
she heard a loud tunk when the car hit the curb.
او صدای بلند "تونک" شنید وقتی که ماشین به پیادهرو برخورد کرد.
the door made a tunk sound when it closed.
در هنگام بستن، صدای "تونک" ایجاد کرد.
he gave the table a tunk to get everyone's attention.
او برای جلب توجه همه، به میز ضربهای زد.
she tunked the drum to keep the rhythm.
او برای حفظ ریتم، طبل را "تونک" کرد.
the kids tunked their toys together, making a fun noise.
کودکان اسباببازیهای خود را با هم "تونک" کردند و صدای جالبی ایجاد کردند.
he tunked the metal pipe to check for leaks.
او لوله فلزی را "تونک" کرد تا ببیند آیا نشتی وجود دارد یا خیر.
the chef tunked the pot to see if it was hot enough.
آشپز دیگ را "تونک" کرد تا ببیند آیا به اندازه کافی داغ است یا خیر.
during the game, he tunked the ball off the wall.
در طول بازی، او توپ را از دیوار "تونک" کرد.
they tunked their glasses together in a toast.
آنها لیوانهای خود را در یک آفرین به هم "تونک" کردند.
tunk it
تونک آن
tunk down
تونک پایین
tunk away
تونک دور
tunk up
تونک بالا
tunk sound
صدای تونک
tunk box
جعبه تونک
tunk time
زمان تونک
tunk call
تماس تونک
tunk game
بازی تونک
tunk play
تونک بازی کن
he decided to tunk the ball into the net.
او تصمیم گرفت توپ را به داخل شبکه پرتاب کند.
she heard a loud tunk when the car hit the curb.
او صدای بلند "تونک" شنید وقتی که ماشین به پیادهرو برخورد کرد.
the door made a tunk sound when it closed.
در هنگام بستن، صدای "تونک" ایجاد کرد.
he gave the table a tunk to get everyone's attention.
او برای جلب توجه همه، به میز ضربهای زد.
she tunked the drum to keep the rhythm.
او برای حفظ ریتم، طبل را "تونک" کرد.
the kids tunked their toys together, making a fun noise.
کودکان اسباببازیهای خود را با هم "تونک" کردند و صدای جالبی ایجاد کردند.
he tunked the metal pipe to check for leaks.
او لوله فلزی را "تونک" کرد تا ببیند آیا نشتی وجود دارد یا خیر.
the chef tunked the pot to see if it was hot enough.
آشپز دیگ را "تونک" کرد تا ببیند آیا به اندازه کافی داغ است یا خیر.
during the game, he tunked the ball off the wall.
در طول بازی، او توپ را از دیوار "تونک" کرد.
they tunked their glasses together in a toast.
آنها لیوانهای خود را در یک آفرین به هم "تونک" کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید