turbidness

[ایالات متحده]/ˈtɜːbɪdnəs/
[بریتانیا]/ˈtɜrbɪdnəs/

ترجمه

n. کیفیت کدر بودن؛ کدورت
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

high turbidness

تب تیرگی بالا

water turbidness

تب تیرگی آب

turbidness levels

سطوح تب تیرگی

excessive turbidness

تب تیرگی بیش از حد

measuring turbidness

اندازه گیری تب تیرگی

turbidness increase

افزایش تب تیرگی

turbidness reduction

کاهش تب تیرگی

turbidness analysis

تجزیه و تحلیل تب تیرگی

turbidness measurement

اندازه گیری تب تیرگی

turbidness control

کنترل تب تیرگی

جملات نمونه

the turbidness of the water made it difficult to see the bottom.

آب گل‌آلود باعث می‌شد دیدن ته آنجای دریاچه یا رودخانه دشوار باشد.

high turbidness in the river can indicate pollution.

آب گل‌آلود در رودخانه می‌تواند نشان‌دهنده آلودگی باشد.

we need to measure the turbidness before starting the experiment.

ما باید قبل از شروع آزمایش، میزان آب گل‌آلود بودن را اندازه‌گیری کنیم.

the turbidness of the lake has increased over the years.

میزان آب گل‌آلود بودن دریاچه در طول سال‌ها افزایش یافته است.

excessive rain can lead to turbidness in nearby streams.

باران شدید می‌تواند باعث آب گل‌آلود شدن نهرها و جویبارها شود.

scientists are studying the effects of turbidness on aquatic life.

دانشمندان در حال بررسی اثرات آب گل‌آلود بودن بر حیات آبزیان هستند.

reducing turbidness is essential for maintaining water quality.

کاهش آب گل‌آلود بودن برای حفظ کیفیت آب ضروری است.

the turbidness of the ocean can affect marine navigation.

آب گل‌آلود بودن اقیانوس می‌تواند بر ناوبری دریایی تأثیر بگذارد.

filtration systems are designed to reduce water turbidness.

سیستم‌های فیلتراسیون برای کاهش آب گل‌آلود بودن آب طراحی شده‌اند.

monitoring turbidness is important for environmental assessments.

نظارت بر آب گل‌آلود بودن برای ارزیابی‌های زیست‌محیطی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید