tushes

[ایالات متحده]/tʌʃ/
[بریتانیا]/tʌʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

interj. ابراز تحقیر یا اهانت
n. دندان نیش
vi. صدایی از تحقیر درآوردن

عبارات و ترکیب‌ها

tush push

هل دادن

tush talk

صحبت کردن

tush kiss

بوسیدن

tush wiggle

لرزش دادن

tush bump

برخورد کردن

tush slap

ضربه زدن

tush dance

رقصیدن

tush grip

گرفتن

tush shot

ضربه

tush stretch

کشیدن

جملات نمونه

don't be such a tush about the rules.

اینقدر در مورد قوانین غرغر نکنید.

she really knows how to give a tushy attitude.

او واقعاً می داند چگونه رفتاری با غرور و تکبر نشان دهد.

he sat on his tush and watched the game.

او روی باسنش نشست و بازی را تماشا کرد.

that was a tushy move to make.

آن یک حرکت تندروانه بود.

her tush was sore after the long hike.

بعد از پیاده‌روی طولانی، باسنش درد می‌کرد.

stop being such a tush and help me out.

اینقدر غرغرو نباشید و به من کمک کنید.

he landed right on his tush during the fall.

او درست روی باسنش در حین سقوط فرود آمد.

she has a cute tush that everyone admires.

او باسن جذابی دارد که همه تحسینش می‌کنند.

don't be a tush; just admit your mistake.

اینقدر غرغرو نباشید؛ فقط اشتباه خود را بپذیرید.

he fell on his tush while trying to skate.

او در حین اسکیت سواری روی باسنش افتاد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید