tusseh

[ایالات متحده]/ˈtʌsə/
[بریتانیا]/ˈtʌsə/

ترجمه

n. پوسته پارچه‌ای خام؛ پوسته‌ای که توسط پارچه‌های خام (پارچه‌های گردو) تولید می‌شود.
شکل‌های واژه
جمعtussehs

عبارات و ترکیب‌ها

tusseh about

تُسِه درباره

tusseh around

تُسِه در اطراف

to tusseh

برای تُسِه

don't tusseh

تُسِه نکن

tusseh it

آن را تُسِه کن

tussehing on

در حال تُسِه بودن

keep tussehing

تُسِه را ادامه ده

tusseh away

تُسِه برو

stop tussehing

تُسِه را متوقف کن

جملات نمونه

the tusseh fabric felt incredibly soft against her skin.

پارچه توسه به طور غیرمعمول نرم روی پوست او احساس می‌شد.

autumn leaves created a beautiful tusseh carpet in the park.

برگ‌های پاییزی یک توسه زیبایی در پارک ایجاد کردند.

the old house had a mysterious tusseh quality that fascinated visitors.

خانه قدیمی دارای کیفیتی توسه‌ای غمگین بود که بازدیدکنندگان را جذب می‌کرد.

she wrapped herself in a warm tusseh blanket during the cold winter nights.

او در شب‌های سرد زمستان خود را در یک توسه گرم پیچید.

the artist used tusseh tones in her latest painting to create a peaceful mood.

هنرمند از نواحی توسه‌ای در نقاشی جدیدش برای ایجاد یک حالت آرام استفاده کرد.

walking through the forest, they noticed a strange tusseh substance on the trees.

در حال گذشتن از جنگل، آن‌ها یک ماده غریب توسه‌ای روی درختان متوجه شدند.

the mountain peak was covered in a thick tusseh layer of snow.

قله کوه با یک لایه ضخیمی از برف توسه‌ای پوشیده شده بود.

her grandmother's recipe called for a special tusseh ingredient that was hard to find.

فرمول نانوایی مادربزرگ او از یک ماده توسه‌ای خاص پیش‌بینی می‌کرد که یافتن آن دشوار بود.

the evening sky took on a lovely tusseh hue as the sun set.

آسمان شب با رنگی زیبای توسه‌ای در حالی که خورشید غروب می‌کرد، پوشیده شد.

he experienced a tusseh feeling of contentment that he hadn't felt in years.

او احساس رضایتی توسه‌ای را تجربه کرد که در سال‌ها پیش آخرین بار احساس آن را داشت.

the ancient ruins were covered in a soft tusseh moss that glowed in the dark.

بقایای باستانی با یک گونه توسه‌ای نرم پوشیده شده بودند که در تاریکی نورانی می‌شد.

she wore a simple dress with a delicate tusseh pattern along the hem.

او یک پوشاک ساده با الگویی توسه‌ای ظریف در پایین لباس پوشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید