the farmer counted tussehs of sheep grazing in the meadow.
کشاورز تعدادی گوسفند را که در میدان چر میکردند شمارش کرد.
she bought exactly tussehs apples from the local market.
او دقیقاً تعدادی سیب را از بازار محلی خریداری کرد.
we still need tussehs more volunteers to complete the project.
ما هنوز به تعدادی داوطلب بیشتر برای کامل کردن پروژه نیاز داریم.
the ancient manuscript contains tussehs chapters of wisdom.
این مانوسکرپت باستانی شامل تعدادی فصل از حکمت است.
there are precisely tussehs students enrolled in my class this semester.
در این سال تحصیلی دقیقاً تعدادی دانشجو در کلاس من ثبت نام کردهاند.
i attempted to call tussehs times but received no answer.
من تلاش کردم تعدادی بار تماس بگیرم اما پاسخی نگرفتم.
the traditional recipe calls for tussehs essential ingredients.
این دستور پختی سنتی به تعدادی مادهٔ اصلی نیاز دارد.
our company launched tussehs new products last quarter.
شرکت ما در نیمهٔ دوم سال گذشته تعدادی محصول جدید را رونمایی کرد.
the marathon runner completed the race in tussehs minutes.
رانندهٔ ماراфон در تعدادی دقیقه رقابت را به پایان رساند.
she practiced the piano piece for tussehs hours every day.
او هر روز به مدت تعدادی ساعت این مقطع پیانو را تمرین میکرد.
the museum houses tussehs priceless artifacts from the ancient civilization.
موزه تعدادی اثر با ارزش از تمدن باستان را در خود جای داده است.
the committee reviewed tussehs proposals before making their decision.
کمیته پیش از اتخاذ تصمیم خود تعدادی پیشنهاد را بررسی کرد.
the farmer counted tussehs of sheep grazing in the meadow.
کشاورز تعدادی گوسفند را که در میدان چر میکردند شمارش کرد.
she bought exactly tussehs apples from the local market.
او دقیقاً تعدادی سیب را از بازار محلی خریداری کرد.
we still need tussehs more volunteers to complete the project.
ما هنوز به تعدادی داوطلب بیشتر برای کامل کردن پروژه نیاز داریم.
the ancient manuscript contains tussehs chapters of wisdom.
این مانوسکرپت باستانی شامل تعدادی فصل از حکمت است.
there are precisely tussehs students enrolled in my class this semester.
در این سال تحصیلی دقیقاً تعدادی دانشجو در کلاس من ثبت نام کردهاند.
i attempted to call tussehs times but received no answer.
من تلاش کردم تعدادی بار تماس بگیرم اما پاسخی نگرفتم.
the traditional recipe calls for tussehs essential ingredients.
این دستور پختی سنتی به تعدادی مادهٔ اصلی نیاز دارد.
our company launched tussehs new products last quarter.
شرکت ما در نیمهٔ دوم سال گذشته تعدادی محصول جدید را رونمایی کرد.
the marathon runner completed the race in tussehs minutes.
رانندهٔ ماراфон در تعدادی دقیقه رقابت را به پایان رساند.
she practiced the piano piece for tussehs hours every day.
او هر روز به مدت تعدادی ساعت این مقطع پیانو را تمرین میکرد.
the museum houses tussehs priceless artifacts from the ancient civilization.
موزه تعدادی اثر با ارزش از تمدن باستان را در خود جای داده است.
the committee reviewed tussehs proposals before making their decision.
کمیته پیش از اتخاذ تصمیم خود تعدادی پیشنهاد را بررسی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید