tussah

[ایالات متحده]/ˈtʌsə/
[بریتانیا]/ˈtʌsə/

ترجمه

n. یک نخ سیلک خشن قهوه‌ای تولید شده توسط برخی کرم‌های سیلک وحشی (تُساه یا کرم سیلک وحشی) یا خود کرم سیلک وحشی که این نوع سیلک را تولید می‌کند.
شکل‌های واژه
جمعtussahs

عبارات و ترکیب‌ها

tussah silk

سilk توسه

tussah fabric

پارچه توسه

tussah cloth

پارچه توسه

tussah thread

سیم توسه

tussah yarn

سیم توسه

tussah fiber

فایبر توسه

tussah material

مواد توسه

tussah scarf

شال توسه

tussah blouse

بلوز توسه

tussah shawl

شال توسه

جملات نمونه

the designer created an elegant evening gown using luxurious tussah silk from china.

طراح یک پوشاک عصری زیبایی با استفاده از الیاف گیاهی چینی از جنس توسا درست کرد.

tussah fabric has a distinctive textured surface that appeals to fashion designers worldwide.

پارچه توسا سطحی با الگوی خاص دارد که طراحان مد در سراسر جهان به آن علاقه مند هستند.

she purchased a hand-woven tussah scarf with intricate traditional patterns.

او یک پشیمانه توسا با الگوهای سنتی پیچیده خرید.

the artisan demonstrated how to spin tussah fiber into fine threads for weaving.

هندس فنی نشان داد که چگونه الیاف توسا را به ریسی‌های نازک برای بافت تبدیل کنید.

natural tussah dyes create beautiful earth-toned colors in sustainable fashion collections.

رنگ‌های طبیعی توسا رنگ‌های زیبایی با نگاهی به زمین در جمعیت مد پایدار ایجاد می‌کنند.

his collection featured raw tussah jackets with a rustic, organic aesthetic.

مجموعه او جاکت‌های توسا خام با زیبایی ساده و طبیعی را نمایش داد.

tussah moths produce the wild silk used in traditional textile arts.

سوسک‌های توسا الیاف پشمی خام را تولید می‌کنند که در هنرهای پارچه سنتی استفاده می‌شود.

the boutique specializes in handmade tussah blouses for discerning customers.

این فروشگاه در تولید بلوزهای دست ساز توسا برای مشتریان متمایlz خاص تخصص دارد.

ancient chinese weavers mastered the art of creating delicate tussah garments for royalty.

باف‌کنندگان چینی باستان هنر ایجاد لباس‌های نرم توسا برای امیران را به اوج رساندند.

sustainable fashion brands increasingly incorporate tussah cloth into their eco-friendly lines.

برندهای مد پایدار به طور فزاینده‌ای پارچه توسا را در خطوط خود با دوستی با طبیعت ادغام می‌کنند.

the museum preserved rare tussah textiles dating back several centuries.

موزه بافت‌های نادر توسا را که به قرون چندین قرن قبل بازمی‌گرداند حفظ کرده است.

her grandmother taught her the traditional technique of weaving tussah on wooden looms.

مادربزرگ او به او فن سنتی بافت توسا روی پیچ‌های چوبی را آموزش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید