twaite road
خیابان تویت
twaite wood
چشم انداز تویت
twaite farm
مزرعه تویت
twaite hill
تپه تویت
twaite bridge
پل تویت
twaite village
دهکده تویت
twaite stream
جویبار تویت
twaite area
منطقه تویت
twaite park
پارک تویت
twaite estate
املاک تویت
he decided to twaite for a better opportunity.
او تصمیم گرفت تا فرصت بهتری را منتظر بماند.
sometimes, you just have to twaite and see what happens.
گاهی اوقات، شما فقط باید منتظر بمانید و ببینید چه اتفاقی می افتد.
she prefers to twaite for the right moment to speak.
او ترجیح می دهد تا زمان مناسب صحبت کردن منتظر بماند.
we will twaite until the rain stops before leaving.
ما تا زمانی که باران بند بیاید قبل از رفتن منتظر خواهیم ماند.
it’s wise to twaite for expert advice before making decisions.
قبل از تصمیم گیری، گرفتن نظر متخصصان منتظر ماندن ایده خوبی است.
they chose to twaite for the results rather than rush.
آنها ترجیح دادند تا برای دریافت نتایج عجله نکنند و منتظر بمانند.
he had to twaite for his turn in the queue.
او مجبور شد تا نوبت خود را در صف منتظر بماند.
she will twaite for her friend to arrive before starting.
او قبل از شروع منتظر رسیدن دوستش خواهد ماند.
sometimes, it’s better to twaite than to act hastily.
گاهی اوقات، بهتر است منتظر بمانید تا عجله کنید.
he learned to twaite for the perfect shot in photography.
او یاد گرفت که در عکاسی منتظر شات مناسب باشد.
twaite road
خیابان تویت
twaite wood
چشم انداز تویت
twaite farm
مزرعه تویت
twaite hill
تپه تویت
twaite bridge
پل تویت
twaite village
دهکده تویت
twaite stream
جویبار تویت
twaite area
منطقه تویت
twaite park
پارک تویت
twaite estate
املاک تویت
he decided to twaite for a better opportunity.
او تصمیم گرفت تا فرصت بهتری را منتظر بماند.
sometimes, you just have to twaite and see what happens.
گاهی اوقات، شما فقط باید منتظر بمانید و ببینید چه اتفاقی می افتد.
she prefers to twaite for the right moment to speak.
او ترجیح می دهد تا زمان مناسب صحبت کردن منتظر بماند.
we will twaite until the rain stops before leaving.
ما تا زمانی که باران بند بیاید قبل از رفتن منتظر خواهیم ماند.
it’s wise to twaite for expert advice before making decisions.
قبل از تصمیم گیری، گرفتن نظر متخصصان منتظر ماندن ایده خوبی است.
they chose to twaite for the results rather than rush.
آنها ترجیح دادند تا برای دریافت نتایج عجله نکنند و منتظر بمانند.
he had to twaite for his turn in the queue.
او مجبور شد تا نوبت خود را در صف منتظر بماند.
she will twaite for her friend to arrive before starting.
او قبل از شروع منتظر رسیدن دوستش خواهد ماند.
sometimes, it’s better to twaite than to act hastily.
گاهی اوقات، بهتر است منتظر بمانید تا عجله کنید.
he learned to twaite for the perfect shot in photography.
او یاد گرفت که در عکاسی منتظر شات مناسب باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید