twistier

[ایالات متحده]/'twɪstɪ/
[بریتانیا]/'twɪsti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پیچیده، فریبنده، غیرمستقیم، دور از مسیر.

عبارات و ترکیب‌ها

twisty road

مسیر پر پیچ

twisty hair

موهای پیچ خورده

twisty straw

نی پیچ خورده

جملات نمونه

The path through the forest was twisty and difficult to navigate.

مسیر جنگل پر پیچ و خم و عبور از آن دشوار بود.

She enjoys reading twisty mystery novels.

او از خواندن رمان های معمایی پر پیچ و خم لذت می برد.

The twisty roads in the mountains can be dangerous to drive on.

جاده های پر پیچ و خم در کوهستان رانندگی کردن می تواند خطرناک باشد.

The twisty plot of the movie kept the audience guessing until the end.

طرح پر پیچ و خم فیلم باعث شد تا پایان فیلم مخاطبان را در حالت حدس و گمان نگه دارد.

He has a twisty sense of humor that not everyone understands.

او حس شوخ طبعی پر پیچ و خمی دارد که همه آن را درک نمی کنند.

The twisty vines on the old building gave it a mysterious look.

سرشاخه های پر پیچ و خم روی ساختمان قدیمی به آن ظاهری مرموز بخشید.

The twisty logic of his argument left everyone confused.

منطق پر پیچ و خم استدلال او باعث سردرگمی همه شد.

Her hair was styled in a twisty updo for the formal event.

موهای او به صورت یک مدل پیچ خورده برای رویداد رسمی طراحی شده بود.

The twisty roller coaster thrilled the riders with its unexpected turns.

قطار کوهستانی ریلی پر پیچ و خم با پیچ و خم های غیرمنتظره اش، مسافران را هیجان زده کرد.

The twisty river snaked its way through the valley.

رودخانه پر پیچ و خم از میان دره عبور می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید