two-pronged

[ایالات متحده]/[ˈtuː prɒŋd]/
[بریتانیا]/[ˈtuː prɒŋd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای یا متشکل از دو شاخه؛ داشتن دو جنبه یا رویکرد اصلی.
adv. به روشی دو شاخه ای.

عبارات و ترکیب‌ها

two-pronged approach

رویکرد دو وجهی

a two-pronged strategy

یک استراتژی دو وجهی

two-pronged attack

حمله دو وجهی

two-pronged solution

راه حل دو وجهی

two-pronged plan

برنامه دو وجهی

having two-pronged

دارای دو وجهی

two-pronged focus

تمرکز دو وجهی

two-pronged effort

تلاش دو وجهی

two-pronged system

سیستم دو وجهی

two-pronged stance

موضع دو وجهی

جملات نمونه

we adopted a two-pronged approach to the problem, focusing on both prevention and intervention.

ما از یک رویکرد دووجهی برای حل مشکل استفاده کردیم و بر هر دو پیشگیری و مداخله تمرکز کردیم.

the company's two-pronged strategy involved expanding into new markets and developing innovative products.

استراتژی دووجهی شرکت شامل گسترش به بازارهای جدید و توسعه محصولات نوآورانه بود.

the investigation followed a two-pronged path: examining financial records and interviewing witnesses.

تحقیقات از یک مسیر دووجهی پیروی کرد: بررسی سوابق مالی و مصاحبه با شاهدان.

his two-pronged defense argued both self-defense and lack of intent.

دفاعیه دووجهی او هر دو دفاع از خود و فقدان قصد را مطرح کرد.

the marketing campaign used a two-pronged message: highlighting quality and affordability.

کمپین بازاریابی از یک پیام دووجهی استفاده کرد: برجسته کردن کیفیت و مقرون به صرفه بودن.

the project required a two-pronged effort: securing funding and assembling a skilled team.

این پروژه نیاز به یک تلاش دووجهی داشت: تامین بودجه و گردآوری یک تیم ماهر.

the politician's two-pronged plan aimed to reduce unemployment and stimulate economic growth.

برنامه دووجهی سیاستمدار به منظور کاهش بیکاری و تحریک رشد اقتصادی بود.

the security system employed a two-pronged approach: physical barriers and electronic surveillance.

سیستم امنیتی از یک رویکرد دووجهی استفاده کرد: موانع فیزیکی و نظارت الکترونیکی.

the research study used a two-pronged methodology: quantitative data analysis and qualitative interviews.

مطالعه تحقیقاتی از یک روش‌شناسی دووجهی استفاده کرد: تجزیه و تحلیل داده‌های کمی و مصاحبه‌های کیفی.

the team's two-pronged attack involved both offensive plays and strong defensive strategies.

حمله دووجهی تیم شامل هم بازی‌های تهاجمی و هم استراتژی‌های دفاعی قوی بود.

the charity's two-pronged mission is to provide food and shelter to the homeless.

ماموریت دووجهی خیریه به منظور تامین غذا و سرپناه برای بی‌خانمانان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید