typecast

[ایالات متحده]/'taɪpkɑːst/
[بریتانیا]/'taɪpkæst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بازیگری را به طور مکرر در نقش‌های مشابه انتخاب کردن.
Word Forms
قسمت سوم فعلtypecast
زمان گذشتهtypecast
شکل سوم شخص مفردtypecasts
صفت یا فعل حال استمراریtypecasting
جمعtypecasts

جملات نمونه

he tends to be typecast as the caring, intelligent male.

او معمولاً به عنوان یک مرد دلسوز و باهوش نقش‌نمایی می‌شود.

people are not as likely to be typecast by their accents as they once were.

افراد دیگر به اندازه گذشته به دلیل لهجه‌هایشان نقش‌کلیشه‌ای نمی‌شوند.

This paper expound the quality control of piles in Hangzhou bay bridge in the aspects of piles boring, emplacing of steel cage, typecasting concrete.

این مقاله کنترل کیفیت پایه‌ها در پل خلیج هانژو را در جنبه‌های سوراخ کردن پایه‌ها، قرار دادن قفس فولادی و بتن ریزی نقش‌کلیشه‌ای توضیح می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید