ulna

[ایالات متحده]/ˈʌlnə/
[بریتانیا]/ˈʌlnə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک استخوان بلند در ساعد، در مقابل شست

عبارات و ترکیب‌ها

ulna fracture

شکستگی اولنار

ulna nerve

عصب اولنار

ulna length

طول اولنا

ulna styloid

استیلوئید اولنا

ulna deviation

انحراف اولنا

ulna bone

استخوان اولنا

ulna joint

مفصل اولنا

ulna measurement

اندازه گیری اولنا

ulna alignment

تراز اولنا

ulna support

حمایت از اولنا

جملات نمونه

the ulna is one of the two long bones in the forearm.

اُلنا یکی از دو استخوان بلند در ساعد است.

injuries to the ulna can cause severe pain.

آسیب به اُلنا می‌تواند باعث درد شدید شود.

the ulna runs parallel to the radius.

اُلنا به موازات رادیوس قرار دارد.

doctors often check the ulna for fractures.

پزشکان اغلب اُلنا را برای بررسی شکستگی‌ها بررسی می‌کنند.

she broke her ulna while playing basketball.

او در حین بازی بسکتبال اُلنایش را شکست.

the ulna supports the inner side of the forearm.

اُلنا از قسمت داخلی ساعد پشتیبانی می‌کند.

physical therapy can help heal ulna injuries.

فیزیوتراپی می‌تواند به التیام آسیب‌های اُلنا کمک کند.

the ulna is essential for wrist movement.

اُلنا برای حرکت مچ دست ضروری است.

understanding the anatomy of the ulna is important for medical students.

درک آناتومی اُلنا برای دانشجویان پزشکی مهم است.

ulna length can vary significantly among individuals.

طول اُلنا می‌تواند به طور قابل توجهی در افراد مختلف متفاوت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید