forearm

[ایالات متحده]/'fɔːrɑːm/
[بریتانیا]/fɔrˈɑrm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت بازو بین آرنج و مچ
vt. به تسلیح یا آماده‌سازی در پیش

عبارات و ترکیب‌ها

forearm bone

استخوان زندپی

flex your forearm

عضلات زندپی خود را منقبض کنید

جملات نمونه

How did you come by that scar on your forearm?

چگونه آن جای زخم روی ساقتان به دست آوردید؟

Inlays in the forearm: 6 of Black Kamagong and Red Amboyna.

توری در قسمت ساعد: 6 تکه از چوب کاماگونگ سیاه و امبوینا قرمز.

Inlays in the forearm: 6 of Black Kamagong and Red Amboyna. With dots at the end of the same.

توری در قسمت ساعد: 6 تکه از چوب کاماگونگ سیاه و امبوینا قرمز. با نقاط در انتهای آن.

A new bilobed design for the sensate radial forearm flap to preserve tongue mobility following significant glossectomy.

طرح جدید دو لوبه ای برای flap رادینال پیشانی برای حفظ تحرک زبان پس از گلسکتومی قابل توجه.

Jim says that Betty is very angry with me still. Well, forewarned is forearmed, and I’ll have to think up an excuse before I see her.

جیم می‌گوید که بتی هنوز خیلی از من عصبانی است. خب، پیش‌بینی شده است که مسلح است، و من باید قبل از دیدنش بهانه‌ای придума کنم.

Methods:10 cases of CRF with SHP were treated with parathyroidectomy combined with par athyroid tissue transplantation in forearm from 1995 to 2001.

روش‌ها: 10 مورد از CRF با SHP با برداشتن غده پاراتیروئید همراه با پیوند بافت پاراتیروئید در ساعد از سال 1995 تا 2001 درمان شدند.

نمونه‌های واقعی

You've just neutralised your rivals forearm.

شما تازه حریف خود را خنثی کرده اید.

منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)

He stuck out his forearm and showed it to Fudge, who recoiled.

او ساعد خود را بیرون آورد و به نشان Fudge نشان داد که عقب نشینی کرد.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

As he's doing so, we get a good view of his bare forearm.

همینطور که این کار را انجام می دهد، ما یک نمای خوب از ساعد برهنه او داریم.

منبع: Brother Wind takes you to watch movies and learn English.

You can't bend your knee backwards, or bend your forearm in the middle, for example.

شما نمی توانید زانوی خود را به عقب خم کنید یا ساعد خود را در وسط خم کنید، به عنوان مثال.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

'Cause it shocked me, and I can still feel it going down my forearm.

چون شوکه شدم و هنوز می توانم احساس کنم که در حال پایین رفتن از ساعد من است.

منبع: Mind Field Season 1

Compartment syndrome typically happens in the limbs, usually in the lower leg or the forearm.

سندرم کمپارتمان معمولاً در اندام ها رخ می دهد، معمولاً در ساق پا یا ساعد.

منبع: Osmosis - Musculoskeletal

Awesome! Bring your hands in front of you, and maybe use your forearms as a pillow.

عالی! دست های خود را جلوی خود بیاورید و شاید از ساعد خود به عنوان بالش استفاده کنید.

منبع: Master teaches you how to practice yoga skillfully.

On the contrary, muscles of the forearm opposed the action of the lumbricals.

در مقابل، عضلات ساعد در برابر عملکرد عضلات کمربندی عمل کردند.

منبع: Osmosis - Nerve

Maybe you come onto the forearms here.

شاید شما اینجا به ساعدها برسید.

منبع: Master teaches you how to practice yoga skillfully.

The farmer had part of his forearm removed.

کشاورز بخشی از ساعد خود را خارج کرد.

منبع: VOA Slow English Technology

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید