ululated

[ایالات متحده]/ˈjuː.lʊ.leɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˈjuː.lə.leɪ.tɪd/

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته ululate; زوزه کشیدن; ناله کردن

عبارات و ترکیب‌ها

ululated loudly

به‌صورت بلند نعره زد

ululated in joy

در حالی که خوشحال بود نعره زد

ululated with glee

با خوشحالی فراوان نعره زد

ululated softly

به آرامی نعره زد

ululated in sorrow

در حالی که غمگین بود نعره زد

ululated at night

در شب نعره زد

ululated in unison

به صورت یکسان نعره زدند

ululated with passion

با اشتیاق نعره زد

ululated like wolves

مانند گرگ‌ها نعره زد

ululated in harmony

به هماهنگی نعره زد

جملات نمونه

the wolf ululated in the moonlight.

گرگ زیر نور ماه زوزه کشید.

she ululated with joy at the news.

او با خوشحالی از این خبر زوزه کشید.

the crowd ululated in excitement during the concert.

جمعیت در طول کنسرت با هیجان زوزه کشیدند.

he ululated to express his sorrow.

او برای ابراز غم خود زوزه کشید.

the dogs ululated together at the siren.

سگ‌ها با شنیدن صدای آژیر با هم زوزه کشیدند.

she ululated like a traditional singer.

او مانند یک خواننده سنتی زوزه کشید.

they ululated in unison at the festival.

آنها در جشنواره با هم به طور یکسان زوزه کشیدند.

the ululated call echoed through the valley.

صدای زوزه در دره طنین انداز شد.

he ululated as a sign of respect.

او به عنوان نشانه احترام زوزه کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید