ululated loudly
بهصورت بلند نعره زد
ululated in joy
در حالی که خوشحال بود نعره زد
ululated with glee
با خوشحالی فراوان نعره زد
ululated softly
به آرامی نعره زد
ululated in sorrow
در حالی که غمگین بود نعره زد
ululated at night
در شب نعره زد
ululated in unison
به صورت یکسان نعره زدند
ululated with passion
با اشتیاق نعره زد
ululated like wolves
مانند گرگها نعره زد
ululated in harmony
به هماهنگی نعره زد
the wolf ululated in the moonlight.
گرگ زیر نور ماه زوزه کشید.
she ululated with joy at the news.
او با خوشحالی از این خبر زوزه کشید.
the crowd ululated in excitement during the concert.
جمعیت در طول کنسرت با هیجان زوزه کشیدند.
he ululated to express his sorrow.
او برای ابراز غم خود زوزه کشید.
the dogs ululated together at the siren.
سگها با شنیدن صدای آژیر با هم زوزه کشیدند.
she ululated like a traditional singer.
او مانند یک خواننده سنتی زوزه کشید.
they ululated in unison at the festival.
آنها در جشنواره با هم به طور یکسان زوزه کشیدند.
the ululated call echoed through the valley.
صدای زوزه در دره طنین انداز شد.
he ululated as a sign of respect.
او به عنوان نشانه احترام زوزه کشید.
ululated loudly
بهصورت بلند نعره زد
ululated in joy
در حالی که خوشحال بود نعره زد
ululated with glee
با خوشحالی فراوان نعره زد
ululated softly
به آرامی نعره زد
ululated in sorrow
در حالی که غمگین بود نعره زد
ululated at night
در شب نعره زد
ululated in unison
به صورت یکسان نعره زدند
ululated with passion
با اشتیاق نعره زد
ululated like wolves
مانند گرگها نعره زد
ululated in harmony
به هماهنگی نعره زد
the wolf ululated in the moonlight.
گرگ زیر نور ماه زوزه کشید.
she ululated with joy at the news.
او با خوشحالی از این خبر زوزه کشید.
the crowd ululated in excitement during the concert.
جمعیت در طول کنسرت با هیجان زوزه کشیدند.
he ululated to express his sorrow.
او برای ابراز غم خود زوزه کشید.
the dogs ululated together at the siren.
سگها با شنیدن صدای آژیر با هم زوزه کشیدند.
she ululated like a traditional singer.
او مانند یک خواننده سنتی زوزه کشید.
they ululated in unison at the festival.
آنها در جشنواره با هم به طور یکسان زوزه کشیدند.
the ululated call echoed through the valley.
صدای زوزه در دره طنین انداز شد.
he ululated as a sign of respect.
او به عنوان نشانه احترام زوزه کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید