unaligned forces
نیروهای هماهنگ نبود
unaligned interests
منافع هماهنگ نبود
unaligned groups
گروههای هماهنگ نبود
unaligned entities
موجودیتهای هماهنگ نبود
unaligned strategies
استراتژیهای هماهنگ نبود
unaligned objectives
اهداف هماهنگ نبود
unaligned policies
خطمشیهای هماهنگ نبود
unaligned partners
همکاریکنندگان هماهنگ نبود
unaligned resources
منابع هماهنگ نبود
unaligned data
دادههای هماهنگ نبود
his ideas seem unaligned with the company's vision.
ایدههای او با چشمانداز شرکت همسو نیستند.
the unaligned goals of the team led to confusion.
اهداف ناهمسو تیم باعث سردرگمی شد.
we need to address the unaligned strategies in our project.
ما باید استراتژیهای ناهمسو را در پروژه خود رسیدگی کنیم.
her unaligned priorities affected her performance at work.
اولویتهای ناهمسو او بر عملکرد او در محل کار تأثیر گذاشت.
the unaligned resources caused delays in the project.
منابع ناهمسو باعث تأخیر در پروژه شد.
the team realized their unaligned efforts were counterproductive.
تیم متوجه شد که تلاشهای ناهمسو آنها غیرسازنده بود.
unaligned interests can create tension in negotiations.
علاقه مندیهای ناهمسو میتوانند باعث ایجاد تنش در مذاکرات شوند.
the unaligned policies from different departments caused issues.
سیاستهای ناهمسو از بخشهای مختلف باعث مشکلاتی شد.
they had an unaligned vision for the future of the project.
آنها یک چشمانداز ناهمسو برای آینده پروژه داشتند.
we must find a way to resolve our unaligned expectations.
ما باید راهی برای رفع انتظارات ناهمسویمان پیدا کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید