unappreciation

[ایالات متحده]/ʌnəˌpriːʃiˈeɪʃən/
[بریتانیا]/ʌnəˌpriːʃiˈeɪʃən/

ترجمه

adj. بی‌ارزش یا شناخته نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unappreciation of effort

بی‌توجهی به تلاش

unappreciation of talent

بی‌توجهی به استعداد

unappreciation of work

بی‌توجهی به کار

unappreciation of value

بی‌توجهی به ارزش

unappreciation of art

بی‌توجهی به هنر

unappreciation of kindness

بی‌توجهی به مهربانی

unappreciation of beauty

بی‌توجهی به زیبایی

unappreciation of time

بی‌توجهی به زمان

unappreciation of feedback

بی‌توجهی به بازخورد

unappreciation of contribution

بی‌توجهی به مشارکت

جملات نمونه

her unappreciation for art surprised everyone.

بی‌توجهی او به هنر همه را شگفت‌زده کرد.

his unappreciation of hard work led to missed opportunities.

بی‌ارزشی او نسبت به کار سخت باعث از دست دادن فرصت‌ها شد.

the team's unappreciation of feedback hindered their progress.

بی‌توجهی تیم به بازخورد، پیشرفت آن‌ها را مختل کرد.

she expressed her unappreciation for the gifts received.

او بی‌توجهی خود را نسبت به هدایایی که دریافت کرده بود، ابراز کرد.

his unappreciation of nature is evident in his lifestyle.

بی‌ارزشی او نسبت به طبیعت در سبک زندگی‌اش آشکار است.

the unappreciation of cultural differences can lead to conflict.

بی‌توجهی به تفاوت‌های فرهنگی می‌تواند منجر به درگیری شود.

her unappreciation of the team's efforts was demotivating.

بی‌توجهی او به تلاش‌های تیم، دلسردکننده بود.

unappreciation of small gestures can damage relationships.

بی‌ارزشی نسبت به حرکات کوچک می‌تواند به روابط آسیب برساند.

his unappreciation of the situation caused a misunderstanding.

بی‌توجهی او به وضعیت باعث سوء تفاهم شد.

unappreciation for the past can prevent personal growth.

بی‌ارزشی نسبت به گذشته می‌تواند از رشد شخصی جلوگیری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید