unattackable position
موقعیت غیرقابل حمله
unattackable defense
دفاع غیرقابل حمله
unattackable strategy
استراتژی غیرقابل حمله
unattackable fortress
قلعه غیرقابل حمله
unattackable argument
استدلال غیرقابل حمله
unattackable claim
ادعای غیرقابل حمله
unattackable point
نقطه غیرقابل حمله
unattackable logic
منطق غیرقابل حمله
unattackable theory
تئوری غیرقابل حمله
the fortress was considered unattackable due to its high walls.
قلعه به دلیل دیوارهای بلند غیرقابل حمله در نظر گرفته میشد.
his argument was so strong that it seemed unattackable.
استدلال او آنقدر قوی بود که غیرقابل حمله به نظر میرسید.
in chess, an unattackable position can lead to victory.
در شطرنج، یک موقعیت غیرقابل حمله میتواند منجر به پیروزی شود.
the team's defense was unattackable throughout the match.
دفاع تیم در طول مسابقه غیرقابل نفوذ بود.
she felt her reputation was unattackable after years of hard work.
او احساس کرد که شهرت او پس از سالها تلاش سخت غیرقابل حمله است.
his knowledge of the subject made his opinions seem unattackable.
دانش او در مورد موضوع باعث شد نظراتش غیرقابل حمله به نظر برسند.
the design of the building was unattackable in terms of safety.
طراحی ساختمان از نظر ایمنی غیرقابل حمله بود.
her confidence made her arguments feel unattackable.
اعتماد به نفس او باعث شد استدلالهایش غیرقابل حمله به نظر برسند.
they believed their strategy was unattackable against competitors.
آنها معتقد بودند که استراتژی آنها در برابر رقبا غیرقابل حمله است.
the unattackable nature of his claims surprised everyone.
ماهیت غیرقابل حمله ادعاهای او همه را شگفتزده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید