unbelts

[ایالات متحده]/ʌnˈbɛlts/
[بریتانیا]/ʌnˈbɛlts/

ترجمه

v. کمربند را برداشتن یا شل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

unbelts the truth

برداشتن حقیقت

unbelts the secrets

برداشتن اسرار

unbelts the mystery

برداشتن رمز و راز

unbelts the story

برداشتن داستان

unbelts the lies

برداشتن دروغ‌ها

unbelts the pain

برداشتن درد

unbelts the past

برداشتن گذشته

unbelts the fear

برداشتن ترس

unbelts the potential

برداشتن پتانسیل

جملات نمونه

he quickly unbuckled and unbelted his jacket.

او به سرعت سگک و کمربند ژاکتش را باز کرد.

after a long day, she finally unbelted her trousers.

بعد از یک روز طولانی، او بالاخره شلوارش را باز کرد.

the soldier unbelted his gear before resting.

سرباز قبل از استراحت، وسایلش را باز کرد.

he unbelted his seatbelt as soon as the plane landed.

همین که هواپیما نشست، او کمربند ایمنی خود را باز کرد.

she unbelted her robe and stepped into the shower.

او رخت حمامش را باز کرد و وارد دوش شد.

they unbelted their bags for a quick inspection.

آنها برای بازرسی سریع، چمدان های خود را باز کردند.

he unbelted the strap on his backpack to access the supplies.

او بند کوله‌پشتی خود را باز کرد تا به لوازم دسترسی پیدا کند.

before getting into the car, she unbelted her purse.

قبل از سوار شدن به ماشین، او کیف دستی خود را باز کرد.

after the meeting, he unbelted his briefcase and took out the documents.

بعد از جلسه، او کیف دستی خود را باز کرد و مدارک را بیرون آورد.

he unbelted the dog leash before letting the dog run free.

قبل از رها کردن سگ، او قلاده سگ را باز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید