belts

[ایالات متحده]/bɛlts/
[بریتانیا]/bɛlts/

ترجمه

n. تسمه‌هایی از جنس پارچه که دور کمر بسته می‌شوند
v. فعل سوم شخص مفرد از belt: با کمربند بستن یا با شدت ضربه زدن

عبارات و ترکیب‌ها

tighten belts

سفت کردن کمربندها

belts and suspenders

کمربند و آویز

leather belts

کمربند چرمی

holding belts

نگهداری کمربندها

belts on

پوشیدن کمربند

loose belts

کمربندهای شل

belted jeans

شلوار جین کمربندی

power belts

کمربندهای قدرتمند

wearing belts

پوشیدن کمربند

new belts

کمربندهای جدید

جملات نمونه

she tightened her seatbelt before the car ride.

او قبل از سواری با ماشین کمربند ایمنی خود را محکم کرد.

he bought a new leather belt to match his jeans.

او یک کمربند چرمی جدید برای هماهنگی با شلوارهای خود خرید.

the conveyor belt carried the packages across the warehouse.

نوار نقاله بسته‌ها را در سراسر انبار حمل کرد.

the factory produces high-quality industrial belts.

کارخانه کمربندهای صنعتی با کیفیت بالا تولید می‌کند.

he loosened his belt after a large meal.

او بعد از یک وعده غذایی بزرگ کمربند خود را باز کرد.

the engine's fan belt was worn and needed replacing.

کمربند فن موتور کهنه شده بود و نیاز به تعویض داشت.

she collected vintage belts from different eras.

او کمربندهای قدیمی از دوران مختلف جمع‌آوری کرد.

the roller coaster's safety belts secured the passengers.

کمربندهای ایمنی ترن هوایی مسافران را محکم نگه داشت.

he adjusted the timing belt on his car.

او زمان‌بندی کمربند ماشین خود را تنظیم کرد.

the mechanic checked the condition of the drive belts.

مکانیک شرایط کمربندهای محرک را بررسی کرد.

she wore a wide belt to accentuate her waist.

او یک کمربند پهن برای برجسته کردن کمرش پوشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید