tighten belts
سفت کردن کمربندها
belts and suspenders
کمربند و آویز
leather belts
کمربند چرمی
holding belts
نگهداری کمربندها
belts on
پوشیدن کمربند
loose belts
کمربندهای شل
belted jeans
شلوار جین کمربندی
power belts
کمربندهای قدرتمند
wearing belts
پوشیدن کمربند
new belts
کمربندهای جدید
she tightened her seatbelt before the car ride.
او قبل از سواری با ماشین کمربند ایمنی خود را محکم کرد.
he bought a new leather belt to match his jeans.
او یک کمربند چرمی جدید برای هماهنگی با شلوارهای خود خرید.
the conveyor belt carried the packages across the warehouse.
نوار نقاله بستهها را در سراسر انبار حمل کرد.
the factory produces high-quality industrial belts.
کارخانه کمربندهای صنعتی با کیفیت بالا تولید میکند.
he loosened his belt after a large meal.
او بعد از یک وعده غذایی بزرگ کمربند خود را باز کرد.
the engine's fan belt was worn and needed replacing.
کمربند فن موتور کهنه شده بود و نیاز به تعویض داشت.
she collected vintage belts from different eras.
او کمربندهای قدیمی از دوران مختلف جمعآوری کرد.
the roller coaster's safety belts secured the passengers.
کمربندهای ایمنی ترن هوایی مسافران را محکم نگه داشت.
he adjusted the timing belt on his car.
او زمانبندی کمربند ماشین خود را تنظیم کرد.
the mechanic checked the condition of the drive belts.
مکانیک شرایط کمربندهای محرک را بررسی کرد.
she wore a wide belt to accentuate her waist.
او یک کمربند پهن برای برجسته کردن کمرش پوشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید