unboundednesses

[ایالات متحده]/ʌnˈbaʊndədnəs/
[بریتانیا]/ʌnˈbaʊndədnəs/

ترجمه

n. حالت بی‌حد و مرز یا بدون محدودیت

عبارات و ترکیب‌ها

unboundedness of thought

بی‌حد و مرز بودن تفکر

unboundedness in creativity

بی‌حد و مرز بودن خلاقیت

unboundedness of potential

بی‌حد و مرز بودن پتانسیل

unboundedness of love

بی‌حد و مرز بودن عشق

unboundedness of nature

بی‌حد و مرز بودن طبیعت

unboundedness of freedom

بی‌حد و مرز بودن آزادی

unboundedness in knowledge

بی‌حد و مرز بودن دانش

unboundedness of space

بی‌حد و مرز بودن فضا

unboundedness of joy

بی‌حد و مرز بودن شادی

unboundedness in expression

بی‌حد و مرز بودن بیان

جملات نمونه

the concept of unboundedness can be difficult to grasp.

درک مفهوم بی‌حد و مرز می‌تواند دشوار باشد.

unboundedness in mathematics leads to infinite possibilities.

بی‌حد و مرز بودن در ریاضیات منجر به امکانات بی‌نهایت می‌شود.

she felt a sense of unboundedness during her travels.

او در طول سفر خود احساس بی‌حد و مرزی کرد.

the unboundedness of the universe fascinates scientists.

بی‌حد و مرز بودن جهان هستی دانشمندان را مجذوب خود می‌کند.

he embraced the unboundedness of his creativity.

او بی‌حد و مرز بودن خلاقیت خود را پذیرفت.

unboundedness in thought can lead to innovative solutions.

بی‌حد و مرز بودن در تفکر می‌تواند منجر به راه‌حل‌های نوآورانه شود.

they discussed the unboundedness of human potential.

آنها در مورد بی‌حد و مرز بودن پتانسیل انسانی بحث کردند.

the artist expressed unboundedness through her work.

هنرمند بی‌حد و مرزی را از طریق آثار خود بیان کرد.

philosophers often ponder the idea of unboundedness.

فیلسوفان اغلب در مورد ایده بی‌حد و مرزی فکر می‌کنند.

unboundedness can be both liberating and overwhelming.

بی‌حد و مرز بودن می‌تواند هم رهایی‌بخش و هم طاقت‌فرسا باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید