unbudgeted

[ایالات متحده]/[ʌnˈbʌdʒɪtɪd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈbʌdʒɪtɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر موجود در بودجه؛ برنامه‌ریزی نشده در بودجه.

عبارات و ترکیب‌ها

unbudgeted expenses

هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده

an unbudgeted item

یک مورد پیش‌بینی‌نشده

unbudgeted funds

بودجه‌های پیش‌بینی‌نشده

handling unbudgeted costs

مدیریت هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده

unbudgeted spending

هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده

avoid unbudgeted costs

از هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده اجتناج کنید

unbudgeted purchase

خرید پیش‌بینی‌نشده

reporting unbudgeted amounts

گزارش مبالغ پیش‌بینی‌نشده

unbudgeted line

خط پیش‌بینی‌نشده

unbudgeted allocation

تخصیص پیش‌بینی‌نشده

جملات نمونه

the project included several unbudgeted expenses that significantly impacted the overall cost.

این پروژه شامل چندین هزینه غیرمنتظره بود که تأثیر قابل توجهی بر هزینه کلی داشت.

we had to absorb some unbudgeted costs due to the supplier's price increase.

ما مجبور شدیم برخی از هزینه‌های غیرمنتظره را به دلیل افزایش قیمت تأمین‌کننده بپذیریم.

the marketing team requested unbudgeted funds for a new social media campaign.

گروه بازاریابی درخواست بودجه غیرمنتظره برای یک کمپین جدید رسانه‌های اجتماعی کرد.

the finance department flagged the unbudgeted purchase as a potential issue.

بخش مالی خرید غیرمنتظره را به عنوان یک مسئله احتمالی شناسایی کرد.

we discovered several unbudgeted items on the credit card statement.

ما چندین مورد غیرمنتظره را در صورتحساب کارت اعتبادی کشف کردیم.

the unexpected repair costs were entirely unbudgeted and strained our resources.

هزینه‌های تعمیر غیرمنتظره کاملاً غیرمنتظره بود و منابع ما را تحت فشار قرار داد.

the team struggled to justify the unbudgeted travel expenses to the board.

تیم برای توجیه هزینه‌های سفر غیرمنتظره در برابر هیئت‌مدیره تلاش کرد.

the consultant identified several unbudgeted areas for potential improvement.

مشاور چندین حوزه غیرمنتظره برای بهبود بالقوه شناسایی کرد.

we need to carefully review all unbudgeted spending to prevent future overruns.

ما باید تمام هزینه‌های غیرمنتظره را به دقت بررسی کنیم تا از تجاوزهای آتی جلوگیری کنیم.

the unbudgeted overtime hours added significantly to the project's labor costs.

ساعت‌های اضافه کاری غیرمنتظره به طور قابل توجهی به هزینه‌های نیروی کار پروژه اضافه شد.

the initial estimate didn't account for any unbudgeted contingencies.

برآورد اولیه هیچ یک از شرایط غیرمنتظره را در نظر نگرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید