unca

[ایالات متحده]/ˌjuː en siː ˈeɪ/
[بریتانیا]/ˌjuː en siː ˈeɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. انجمن مترجمان سازمان ملل
شکل‌های واژه
جمعuncas

جملات نمونه

my unca gave me five dollars for my birthday.

خاله‌ام به من پنج دلار برای تولد من داد.

he has been my unca since i was a baby.

وی از زمانی که من کودک بودم خاله‌ام بوده است.

everyone calls him unca bob because he is so friendly.

همه‌ی افراد او را خاله باب می‌نامند چون او بسیار دوست داشتنی است.

the little girl ran to her unca for a hug.

کودک کوچک به خاله‌اش رفت تا او را در آغوش گیرد.

my unca is visiting us next week from canada.

خاله‌ام هفته آینده از کانادا به ما بازدید خواهد کرد.

is the man standing there your unca?

آیا آن مردی که در آنجا ایستاده است خاله‌تان است؟

the child pronounced the word uncle as unca.

کودک کلمه‌ی خاله را به صورت «خاله» تلفظ کرد.

her favorite unca always brings her candy.

خاله‌ی مورد علاقه‌ی او همیشه می‌آورد شکلات برای او.

our unca served in the army for ten years.

خاله‌ی ما در ارتش به مدت ده سال خدمت کرد.

that cool unca lets us play video games.

آن خاله‌ی خنک ما را اجازه می‌دهد بازی ویدئویی بازی کنیم.

i made this card specially for my unca.

من این کارت را به ویژه برای خاله‌ام ساختم.

your unca called on the phone this morning.

خاله‌ی شما امروز صبح از طریق تلفن تماس گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید