uncanny

[ایالات متحده]/ʌnˈkæni/
[بریتانیا]/ʌnˈkæni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ترسناک; عجیب; مرموز

عبارات و ترکیب‌ها

uncanny feeling

احساس عجیب و غریب

uncanny resemblance

شباهت عجیب و غریب

uncanny coincidence

همزمانی عجیب و غریب

جملات نمونه

an uncanny ability to foresee the future

توانایی عجیب و غریب برای پیش‌بینی آینده

An uncanny light seemed to be coming from the castle.

نوری عجیب و غریب به نظر می‌رسید که از قلعه می‌آمد.

an uncanny feeling that she was being watched.

حسی عجیب و غریب که احساس می‌کرد او زیر نظر است.

It was your uncanny likeness to my sister that made me stare at you.

شباهت غیرقابل باور شما به خواهر من باعث شد که به شما خیره شوم.

THE uncanny resemblance between Cormac McCarthy's recent novel, “The Road”, and Jim Crace's new book, “The Pesthouse”, does not mean Mr Crace is an imitator.

شباهت عجیب و غریب بین رمان جدید Cormac McCarthy، “The Road”، و کتاب جدید Jim Crace، “The Pesthouse”، به این معنا نیست که آقای Crace یک تقلید کننده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید