uncategorizable

[ایالات متحده]/ˌʌnˈkætəɡəraɪzəbl/
[بریتانیا]/ˌʌnˈkætəɡəraɪzəbl/

ترجمه

adj. قابل طبقه‌بندی یا دسته‌بندی نبودن؛ در هیچ طبقه‌ موجود قرار نگرفتن.

عبارات و ترکیب‌ها

uncategorizable data

داده‌های قابل طبقه‌بندی نبود

uncategorizable expenses

هزینه‌های قابل طبقه‌بندی نبود

being uncategorizable

در حال غیرقابل طبقه‌بندی بودن

uncategorizable items

موارد غیرقابل طبقه‌بندی

completely uncategorizable

کاملاً غیرقابل طبقه‌بندی

uncategorizable assets

دارایی‌های غیرقابل طبقه‌بندی

largely uncategorizable

به طور گسترده غیرقابل طبقه‌بندی

uncategorizable phenomena

پدیده‌های غیرقابل طبقه‌بندی

utterly uncategorizable

کاملاً غیرقابل طبقه‌بندی

prove uncategorizable

غیرقابل طبقه‌بندی بودن را ثابت کنید

جملات نمونه

the artist's style is completely uncategorizable, blending elements of multiple genres.

سبک هنرمند کاملاً غیرقابل دسته‌بندی است و عناصری از ژانرهای مختلف را با هم ترکیب می‌کند.

some phenomena in quantum physics seem uncategorizable by traditional scientific methods.

برخی از پدیده‌های فیزیک کوانتوم با روش‌های علمی سنتی به نظر غیرقابل دسته‌بندی می‌رسند.

this unusual behavior is uncategorizable within existing psychological frameworks.

این رفتار غیرمعمول در چارچوب‌های روان‌شناختی موجود غیرقابل دسته‌بندی است.

the creature's appearance was so strange it seemed utterly uncategorizable.

ظاهر آن موجود عجیب و غریب بود که کاملاً غیرقابل دسته‌بندی به نظر می‌رسید.

her singing voice is uncategorizable—it doesn't fit any standard musical category.

صدای آواز او غیرقابل دسته‌بندی است - در هیچ دسته موسیقی استانداری قرار نمی‌گیرد.

the novel defies classification; it's truly uncategorizable and unique.

این رمان قابل طبقه‌بندی نیست؛ واقعاً غیرقابل دسته‌بندی و منحصر به فرد است.

many modern art forms are intentionally uncategorizable to challenge audiences.

بسیاری از اشکال هنری مدرن به طور عمدی غیرقابل دسته‌بندی هستند تا مخاطبان را به چالش بکشند.

this species of insect is uncategorizable using current taxonomic systems.

این گونه حشرات با استفاده از سیستم‌های طبقه‌بندی فعلی غیرقابل دسته‌بندی است.

his artistic talent is uncategorizable and transcends conventional labels.

استعداد هنری او غیرقابل دسته‌بندی است و از برچسب‌های متعارف فراتر می‌رود.

the sound quality is uncategorizable, existing somewhere between analog and digital.

کیفیت صدا غیرقابل دسته‌بندی است و در جایی بین آنالوگ و دیجیتال وجود دارد.

these cultural practices are uncategorizable by western anthropological standards.

این شیوه‌های فرهنگی با استانداردهای مردم‌شناسی غربی غیرقابل دسته‌بندی هستند.

the emotion she evoked in the painting is deeply personal and seemingly uncategorizable.

احساسی که در نقاشی ایجاد کرد عمیقاً شخصی و به ظاهر غیرقابل دسته‌بندی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید