classifiable data
اطلاعات قابل طبقه بندی
classifiable items
موارد قابل طبقه بندی
classifiable categories
دسته بندی های قابل طبقه بندی
classifiable information
اطلاعات قابل طبقه بندی
classifiable objects
اشیاء قابل طبقه بندی
classifiable features
ویژگی های قابل طبقه بندی
classifiable entities
موجودیت های قابل طبقه بندی
classifiable records
سوابق قابل طبقه بندی
classifiable groups
گروه های قابل طبقه بندی
classifiable elements
عناصر قابل طبقه بندی
the data is classifiable into several categories.
دادهها را میتوان بر اساس چندین دسته تقسیمبندی کرد.
we need a classifiable system for organizing our files.
ما به یک سیستم قابل طبقهبندی برای سازماندهی فایلهای خود نیاز داریم.
classifiable items make inventory management easier.
موارد قابل طبقهبندی مدیریت موجودی را آسانتر میکند.
her research focuses on classifiable species of plants.
تحقیقات او بر گونههای گیاهی قابل طبقهبندی متمرکز است.
the report includes classifiable data for analysis.
گزارش شامل دادههای قابل طبقهبندی برای تجزیه و تحلیل است.
we developed a classifiable model for the experiment.
ما یک مدل قابل طبقهبندی برای آزمایش توسعه دادیم.
his findings are classifiable under various headings.
یافتههای او را میتوان تحت عناوین مختلف طبقهبندی کرد.
classifiable information is essential for effective communication.
اطلاعات قابل طبقهبندی برای ارتباط موثر ضروری است.
she created a classifiable database for the project.
او یک پایگاه داده قابل طبقهبندی برای پروژه ایجاد کرد.
classifiable data helps streamline the decision-making process.
دادههای قابل طبقهبندی به سادهسازی فرآیند تصمیمگیری کمک میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید