classifiable

[ایالات متحده]/ˈklæsɪfaɪəbl/
[بریتانیا]/ˈklæsɪfaɪəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj.قابل طبقه‌بندی

عبارات و ترکیب‌ها

classifiable data

اطلاعات قابل طبقه بندی

classifiable items

موارد قابل طبقه بندی

classifiable categories

دسته بندی های قابل طبقه بندی

classifiable information

اطلاعات قابل طبقه بندی

classifiable objects

اشیاء قابل طبقه بندی

classifiable features

ویژگی های قابل طبقه بندی

classifiable entities

موجودیت های قابل طبقه بندی

classifiable records

سوابق قابل طبقه بندی

classifiable groups

گروه های قابل طبقه بندی

classifiable elements

عناصر قابل طبقه بندی

جملات نمونه

the data is classifiable into several categories.

داده‌ها را می‌توان بر اساس چندین دسته تقسیم‌بندی کرد.

we need a classifiable system for organizing our files.

ما به یک سیستم قابل طبقه‌بندی برای سازماندهی فایل‌های خود نیاز داریم.

classifiable items make inventory management easier.

موارد قابل طبقه‌بندی مدیریت موجودی را آسان‌تر می‌کند.

her research focuses on classifiable species of plants.

تحقیقات او بر گونه‌های گیاهی قابل طبقه‌بندی متمرکز است.

the report includes classifiable data for analysis.

گزارش شامل داده‌های قابل طبقه‌بندی برای تجزیه و تحلیل است.

we developed a classifiable model for the experiment.

ما یک مدل قابل طبقه‌بندی برای آزمایش توسعه دادیم.

his findings are classifiable under various headings.

یافته‌های او را می‌توان تحت عناوین مختلف طبقه‌بندی کرد.

classifiable information is essential for effective communication.

اطلاعات قابل طبقه‌بندی برای ارتباط موثر ضروری است.

she created a classifiable database for the project.

او یک پایگاه داده قابل طبقه‌بندی برای پروژه ایجاد کرد.

classifiable data helps streamline the decision-making process.

داده‌های قابل طبقه‌بندی به ساده‌سازی فرآیند تصمیم‌گیری کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید