uncomplex

[ایالات متحده]/ʌnˈkɒmplɛks/
[بریتانیا]/ʌnˈkɑmplɛks/

ترجمه

adj. غیر پیچیده; ساده

عبارات و ترکیب‌ها

uncomplex problem

مشکل غیرپیچیده

uncomplex solution

راه حل غیرپیچیده

uncomplex design

طراحی غیرپیچیده

uncomplex process

فرآیند غیرپیچیده

uncomplex system

سیستم غیرپیچیده

uncomplex task

وظیفه غیرپیچیده

uncomplex concept

مفهوم غیرپیچیده

uncomplex model

مدل غیرپیچیده

uncomplex idea

ایده غیرپیچیده

uncomplex structure

ساختار غیرپیچیده

جملات نمونه

the instructions were uncomplex and easy to follow.

دستورالعمل‌ها پیچیده نبودند و به راحتی قابل دنبال کردن بودند.

her explanation was uncomplex, making it accessible to everyone.

توضیحات او پیچیده نبود، و این باعث می‌شد برای همه قابل دسترس باشد.

we need an uncomplex solution to this problem.

ما به یک راه حل غیر پیچیده برای این مشکل نیاز داریم.

the design of the app is uncomplex and user-friendly.

طراحی برنامه کاربردی و غیر پیچیده است.

his approach to teaching is uncomplex and effective.

روش تدریس او غیر پیچیده و مؤثر است.

we prefer uncomplex methods for our project.

ما روش‌های غیر پیچیده را برای پروژه خود ترجیح می‌دهیم.

the recipe is uncomplex, requiring only a few ingredients.

دستور غذا غیر پیچیده است و فقط به چند ماده اولیه نیاز دارد.

they provided an uncomplex overview of the topic.

آنها یک نمای کلی غیر پیچیده از موضوع ارائه دادند.

the software is uncomplex, which is great for beginners.

نرم افزار غیر پیچیده است که برای مبتدیان عالی است.

we aim to deliver uncomplex services to our clients.

هدف ما ارائه خدمات غیر پیچیده به مشتریانمان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید