uncomputable

[ایالات متحده]/[ʌnˈkɒmpjuːtəbl]/
[بریتانیا]/[ʌnˈkɒmpjuːtəbl]/

ترجمه

adj. ناکلیده شدنی یا ناتوان در محاسبه یا انجام محاسبات؛ غیرممکن برای محاسبه یا حل با کامپیوتر.

عبارات و ترکیب‌ها

uncomputable problem

مسأله غیرقابل محاسبه

uncomputable function

تابع غیرقابل محاسبه

is uncomputable

غیرقابل محاسبه است

was uncomputable

غیرقابل محاسبه بود

uncomputable task

وظیفه غیرقابل محاسبه

uncomputable result

نتیجه غیرقابل محاسبه

uncomputable number

عدد غیرقابل محاسبه

uncomputable calculation

محاسبه غیرقابل محاسبه

uncomputable algorithm

الگوریتم غیرقابل محاسبه

uncomputable system

سیستم غیرقابل محاسبه

جملات نمونه

the halting problem is a classic example of an uncomputable function in computer science.

مساله متوقف شدن یک مثال کلاسیک از یک تابع غیرقابل محاسبه در علوم کامپیوتر است.

certain real numbers are uncomputable, meaning no algorithm can calculate their digits.

برخی از اعداد حقیقی غیرقابل محاسبه هستند، به این معنی که هیچ الگوریتمی نمی‌تواند ارقام آنها را محاسبه کند.

chaitin's constant is a well-known example of an uncomputable number.

ثابت چایتین یک مثال معروف از یک عدد غیرقابل محاسبه است.

proving a problem is uncomputable is often more difficult than finding a solution.

ثابت کردن اینکه یک مساله غیرقابل محاسبه است، اغلب دشوارتر از یافتن یک راه حل است.

the turing machine model helps define the boundary between computable and uncomputable problems.

مدل ماشین تورینگ به تعریف مرز بین مسائل قابل محاسبه و غیرقابل محاسبه کمک می‌کند.

this specific mathematical function has been proven to be uncomputable by any finite means.

این تابع ریاضی خاص به طور قطع غیرقابل محاسبه توسط هر روش محدودی ثابت شده است.

the busy beaver game involves finding values that are uncomputable for large inputs.

بازی گوساله مشغول، پیدا کردن مقادیری را که برای ورودی‌های بزرگ غیرقابل محاسبه هستند، شامل می‌شود.

in formal language theory, the equivalence problem for context-free grammars is uncomputable.

در نظریه زبان‌های رسمی، مساله اکویوالانس در گرامر‌های بدون контекст غیرقابل محاسبه است.

there is no general algorithm to solve all uncomputable mathematical conjectures.

هیچ الگوریتم کلی‌ای برای حل تمام حدس‌های ریاضی غیرقابل محاسبه وجود ندارد.

researchers debate whether the human mind is capable of grasping uncomputable truths.

پژوهشگران در مورد اینکه آیا ذهن انسان قادر به درک ساختارهای غیرقابل محاسبه است، مباحثه می‌کنند.

the theory defines the limit of what digital computers can do as uncomputable territory.

این نظریه مرز آنچه کامپیوترهای دیجیتال می‌توانند انجام دهند را به عنوان زمینه‌ای غیرقابل محاسبه تعریف می‌کند.

some physicists speculate that quantum gravity might involve uncomputable processes.

برخی فیزیکدانان فرض می‌کنند که گرانش کوانتومی ممکن است فرایندهای غیرقابل محاسبه را شامل شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید