unconstraints

[ایالات متحده]/ʌn.kənˈstreɪnts/
[بریتانیا]/ʌn.kənˈstreɪnts/

ترجمه

n. غیاب داوطلبانه محدودیت‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

unconstraints applied

اعمال محدودیت‌ها

unconstraints removed

حذف محدودیت‌ها

unconstraints lifted

رفع محدودیت‌ها

unconstraints introduced

معرفی محدودیت‌ها

unconstraints defined

تعریف محدودیت‌ها

unconstraints evaluated

ارزیابی محدودیت‌ها

unconstraints considered

در نظر گرفتن محدودیت‌ها

unconstraints specified

مشخص کردن محدودیت‌ها

unconstraints analyzed

تجزیه و تحلیل محدودیت‌ها

unconstraints managed

مدیریت محدودیت‌ها

جملات نمونه

we need to unconstraints our creative process.

ما نیاز داریم فرآیند خلاقیت خود را از محدودیت‌ها رها کنیم.

unconstraints your mind to explore new ideas.

ذهن خود را برای کشف ایده‌های جدید آزاد کنید.

it's important to unconstraints your potential.

آزاد کردن پتانسیل شما مهم است.

she decided to unconstraints herself from societal norms.

او تصمیم گرفت خود را از هنجارهای اجتماعی آزاد کند.

we should unconstraints our approach to problem-solving.

ما باید رویکرد خود را در حل مسئله آزاد کنیم.

unconstraints your emotions to connect with others.

احساسات خود را آزاد کنید تا با دیگران ارتباط برقرار کنید.

he aims to unconstraints the team's innovative spirit.

او قصد دارد روحیه نوآورانه تیم را آزاد کند.

unconstraints your imagination to create unique art.

خلاقیت خود را آزاد کنید تا هنر منحصر به فردی خلق کنید.

they encourage students to unconstraints their thoughts.

آنها از دانش آموزان می خواهند افکار خود را آزاد کنند.

unconstraints your lifestyle for a more fulfilling life.

سبک زندگی خود را آزاد کنید تا زندگی رضایت بخش تری داشته باشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید