uncus

[ایالات متحده]/ˈʌŋkəs/
[بریتانیا]/ˈʌŋkəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک برآمدگی شبیه به چنگال در جنیتالیا خارجی نر برخی حشرات (به عنوان مثال، Lepidoptera، Diptera)
Word Forms
جمعuncuss

عبارات و ترکیب‌ها

uncus of hippocampus

لوبار آبس

uncus shape

شکل لوبار آبس

uncus function

عملکرد لوبار آبس

uncus region

منطقه لوبار آبس

uncus anatomy

آناتومی لوبار آبس

uncus structure

ساختار لوبار آبس

uncus involvement

درگیری لوبار آبس

uncus lesions

تغییرات لوبار آبس

uncus pathway

مسیر لوبار آبس

uncus development

توسعه لوبار آبس

جملات نمونه

the uncut uncus is essential for proper brain function.

وجود بخش بریده نشده‌ی آنتیگوس برای عملکرد صحیح مغز ضروری است.

doctors study the uncus to understand its role in memory.

پزشکان آنتیگوس را مطالعه می‌کنند تا نقش آن را در حافظه درک کنند.

lesions in the uncus can lead to seizures.

ضایعات در آنتیگوس می‌تواند منجر به تشنج شود.

the uncus is located in the temporal lobe.

آنتیگوس در لوب تمپورال قرار دارد.

research indicates the uncus is involved in emotional processing.

تحقیقات نشان می‌دهد که آنتیگوس در پردازش احساسات نقش دارد.

damage to the uncus can affect olfactory senses.

آسیب به آنتیگوس می‌تواند حواس بویایی را تحت تأثیر قرار دهد.

neurosurgeons often examine the uncus during procedures.

جراحان مغز و اعصاب اغلب آنتیگوس را در طول روش‌ها بررسی می‌کنند.

the uncus plays a role in the limbic system.

آنتیگوس نقش مهمی در سیستم لیمبیک ایفا می‌کند.

understanding the uncus can help treat certain neurological disorders.

درک آنتیگوس می‌تواند به درمان برخی اختلالات عصبی کمک کند.

studies show the uncus is linked to emotional memories.

مطالعات نشان می‌دهند که آنتیگوس با خاطرات احساسی مرتبط است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید