uncuss

[ایالات متحده]/ʌŋkəs/
[بریتانیا]/ʌŋkəs/

ترجمه

n. قلاب در آناتومی; پروژکشن شبیه به چنگال در حشرات

عبارات و ترکیب‌ها

uncuss your thoughts

بررسی افکار خود

uncuss the problem

بررسی مشکل

uncuss the situation

بررسی وضعیت

uncuss your feelings

بررسی احساسات خود

uncuss the issue

بررسی موضوع

uncuss your ideas

بررسی ایده های خود

uncuss the facts

بررسی حقایق

uncuss the truth

بررسی حقیقت

uncuss your plans

بررسی برنامه های خود

uncuss the details

بررسی جزئیات

جملات نمونه

it’s important to uncuss your language in professional settings.

در محیط‌های حرفه‌ای، مهم است که لحن و زبان خود را اصلاح کنید.

he decided to uncuss his speech after the feedback.

او تصمیم گرفت پس از دریافت بازخورد، طرز بیان خود را اصلاح کند.

uncussing your words can improve communication.

اصلاح کلمات می‌تواند ارتباطات را بهبود بخشد.

she learned to uncuss her thoughts before speaking.

او یاد گرفت قبل از صحبت کردن، افکار خود را اصلاح کند.

uncussing your message can help avoid misunderstandings.

اصلاح پیام شما می‌تواند به جلوگیری از سوء تفاهم کمک کند.

they encouraged him to uncuss his writing style.

آنها از او خواستند تا سبک نوشتاری خود را اصلاح کند.

uncussing your dialogue can make it more engaging.

اصلاح دیالوگ شما می‌تواند آن را جذاب‌تر کند.

it's necessary to uncuss your approach in sensitive discussions.

در بحث‌های حساس، اصلاح رویکرد شما ضروری است.

uncussing your thoughts leads to clearer ideas.

اصلاح افکار شما منجر به ایده‌های واضح‌تر می‌شود.

he worked hard to uncuss his public speaking skills.

او سخت تلاش کرد تا مهارت‌های سخنرانی عمومی خود را اصلاح کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید