undeceives

[ایالات متحده]/ˌʌndɪˈsiːvz/
[بریتانیا]/ˌʌndɪˈsiːvz/

ترجمه

v. کسی را وادار به توقف باور به یک دروغ یا آگاه کردن او به حقیقت

عبارات و ترکیب‌ها

undeceives the mind

ذهن را فریب نمی‌دهد

undeceives the heart

قلب را فریب نمی‌دهد

undeceives the soul

روح را فریب نمی‌دهد

undeceives the self

خود را فریب نمی‌دهد

undeceives our thoughts

افکار ما را فریب نمی‌دهد

undeceives false beliefs

باورهای نادرست را فریب نمی‌دهد

undeceives the world

جهان را فریب نمی‌دهد

undeceives the audience

مخاطبان را فریب نمی‌دهد

undeceives the truth

حقیقت را فریب نمی‌دهد

undeceives the illusion

توهم را فریب نمی‌دهد

جملات نمونه

she finally undeceives him about the truth.

او بالاخره او را از حقیقت آگاه می‌کند.

the documentary aims to undeceive the public regarding the myths.

این مستند با هدف آگاه کردن مردم در مورد باورهای غلط است.

he undeceives his friends about the rumors circulating.

او دوستان خود را از شایعاتی که در حال گردش هستند آگاه می‌کند.

it's important to undeceive yourself before making a decision.

قبل از تصمیم‌گیری مهم است که خودتان را آگاه کنید.

the teacher undeceives the students about the exam format.

معلم فرمت امتحان را برای دانش آموزان روشن می‌کند.

she feels it's her duty to undeceive her family.

او احساس می‌کند که وظیفه‌اش آگاه کردن خانواده‌اش است.

the article will undeceive readers about common misconceptions.

این مقاله خوانندگان را در مورد سوء تفاهمات رایج آگاه می‌کند.

he was grateful when she undeceives him about the situation.

او سپاسگزار بود وقتی او را از وضعیت آگاه کرد.

the investigation seeks to undeceive the community.

این تحقیقات به دنبال آگاه کردن جامعه است.

they hope to undeceive the audience with clear evidence.

آنها امیدوارند با ارائه شواهد واضح مخاطبان را آگاه کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید