undepleted

[ایالات متحده]/ˌʌndɪˈpliːtɪd/
[بریتانیا]/ˌʌndɪˈpliːtɪd/

ترجمه

adj. خالی نشده; تخلیه یا تمام نشده

عبارات و ترکیب‌ها

undepleted resources

منابع بی‌استفاده

undepleted supply

تامین بی‌استاده

undepleted energy

انرژی بی‌استاده

undepleted funds

بودجه بی‌استاده

undepleted potential

ظرفیت بی‌استاده

undepleted inventory

موجودی بی‌استاده

undepleted capacity

ظرفیت بی‌استاده

undepleted stock

ذخیره بی‌استاده

undepleted assets

دارایی‌های بی‌استاده

undepleted reserves

ذخایر بی‌استاده

جملات نمونه

the resources remain undepleted despite heavy use.

منابع با وجود استفاده زیاد، تحلیل نرفته‌اند.

her energy seemed undepleted after the long hike.

انرژی او پس از پیاده‌روی طولانی تحلیل نرفته بود.

we need to ensure that our water supply is undepleted.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که ذخایر آب ما تحلیل نرفته است.

the team's morale was undepleted throughout the project.

روحیه تیم در طول پروژه تحلیل نرفت.

the forest remains undepleted thanks to conservation efforts.

جنگل به لطف تلاش‌های حفاظتی، تحلیل نرفته است.

the company's finances are still undepleted after the crisis.

پس از بحران، امور مالی شرکت هنوز تحلیل نرفته است.

his enthusiasm for learning is undepleted.

اشتیاق او به یادگیری تحلیل نرفته است.

we must keep our energy levels undepleted during the event.

ما باید سطح انرژی خود را در طول رویداد تحلیل نرفته نگه داریم.

the soil was found to be undepleted of nutrients.

خاک به عنوان فاقد مواد مغذی یافت نشد.

her creativity seems undepleted even after years of work.

حتی پس از سال‌ها کار، خلاقیت او تحلیل نرفته به نظر می‌رسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید