underallocate

[ایالات متحده]/ˌʌndərəˈkeɪt/
[بریتانیا]/ˌʌndərəˈkeɪt/

ترجمه

v. به یک هدف، پروژه یا گیرنده خاص، منابع، مالیات یا مقدار ناکافی تخصیص دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

underallocate resources

منابع را کم‌تر از مقدار مورد نیاز اختصاص دادن

underallocated funds

مبالغ اختصاص داده شده کم‌تر از مقدار مورد نیاز

underallocated projects

پروژه‌هایی که کم‌تر از مقدار مورد نیاز منابع اختصاص یافته‌اند

underallocate personnel

کارکنان را کم‌تر از مقدار مورد نیاز اختصاص دادن

underallocated departments

بخش‌هایی که کم‌تر از مقدار مورد نیاز منابع اختصاص یافته‌اند

underallocate budget

بودجه را کم‌تر از مقدار مورد نیاز اختصاص دادن

جملات نمونه

the government has chronically underallocate funds for infrastructure maintenance, leading to deteriorating roads and bridges.

دولت به طور مزمنی بودجه‌ای را برای نگهداری از زیرساخت‌ها کم‌بودجه می‌کند که منجر به تخریب جاده‌ها و پل‌ها می‌شود.

many companies underallocate resources to employee training, resulting in skill gaps and reduced productivity.

بیشتر شرکت‌ها منابع را برای آموزش کارکنان کم‌بودجه می‌کنند که منجر به شکاف‌های مهارتی و کاهش بهره‌وری می‌شود.

the hospital severely underallocate nursing staff during night shifts, compromising patient care.

بیمارستان به طور جدی کارکنان پرستاری را در شیفتهای شب کم‌بودجه می‌کند که به مراقبت از بیماران آسیب می‌زند.

project managers often underallocate time for testing, which leads to product failures after launch.

مدیران پروژه‌ها اغلب زمان را برای تست کم‌بودجه می‌کنند که منجر به شکست محصولات پس از راه‌اندازی می‌شود.

the education system underallocate resources to rural schools, creating inequality in educational opportunities.

سیستم آموزشی منابع را به مدارس روستایی کم‌بودجه می‌کند که نابرابری در فرصت‌های آموزشی ایجاد می‌کند.

startups frequently underallocate capital for marketing, struggling to build brand awareness.

شرکت‌های نوپا به طور مکرر سرمایه‌ای را برای بازاریابی کم‌بودجه می‌کنند که با ساخت اطلاع‌رسانی برند مواجه می‌شوند.

manufacturing plants underallocate materials to assembly lines, causing production delays.

کارخانه‌های تولید مواد را به خطوط جمع‌آوری کم‌بودجه می‌کنند که منجر به تاخیر در تولید می‌شود.

research departments underallocate attention to fundamental research, focusing only on short-term projects.

بخش‌های تحقیق به تحقیقات بنیادی توجه کم‌بودجه می‌کنند و فقط روی پروژه‌های کوتاه‌مدت متمرکز می‌شوند.

the charity underallocate effort to donor retention, losing potential long-term supporters.

سازمان خیریه به حفظ داوطلبان کم‌بودجه می‌کند و از حمایت‌کنندگان بلندمدت محتمل از دست می‌آید.

government agencies underallocate budget for cybersecurity, leaving critical systems vulnerable to attacks.

سازمان‌های دولتی بودجه‌ای را برای امنیت اطلاعاتی کم‌بودجه می‌کنند که سیستم‌های حیاتی را در برابر حملات آسیب‌پذیر می‌گذارند.

sports teams underallocate resources to youth development programs, harming long-term competitiveness.

تیم‌های ورزشی منابع را به برنامه‌های توسعه جوانان کم‌بودجه می‌کنند که به رقابت‌پذیری بلندمدت آسیب می‌زند.

healthcare systems underallocate funding to preventive care, resulting in higher costs from treatable conditions.

سیستم‌های بهداشتی بودجه‌ای را برای مراقبت‌های پیشگیرانه کم‌بودجه می‌کنند که منجر به هزینه‌های بالاتر از شرایط درمان‌پذیر می‌شود.

the construction company underallocate workers to the project, causing significant delays in completion.

شرکت ساخت کارگران را به پروژه کم‌بودجه می‌کند که منجر به تاخیر‌های قابل توجه در اتمام می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید