underbuilding

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈbɪldɪŋ/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈbɪldɪŋ/

ترجمه

vt. چیزی را در زیر ساختن

عبارات و ترکیب‌ها

underbuilding issue

مشکلات ساخت‌وساز زیرزمینی

underbuilding trend

روند ساخت‌وساز زیرزمینی

underbuilding concerns

نگرانی‌های مربوط به ساخت‌وساز زیرزمینی

underbuilding impact

اثرات ساخت‌وساز زیرزمینی

underbuilding regulations

مقررات ساخت‌وساز زیرزمینی

underbuilding problems

مشکلات ساخت‌وساز زیرزمینی

underbuilding solutions

راه حل‌های ساخت‌وساز زیرزمینی

underbuilding analysis

تجزیه و تحلیل ساخت‌وساز زیرزمینی

underbuilding strategy

استراتژی ساخت‌وساز زیرزمینی

underbuilding effects

اثرات ساخت‌وساز زیرزمینی

جملات نمونه

the architect proposed an underbuilding to maximize space.

معمار پیشنهاد کرد تا فضای بیشتری را با ساخت یک زیرساخت به حداکثر برساند.

underbuilding can help reduce construction costs.

ساخت یک زیرساخت می‌تواند به کاهش هزینه‌های ساخت کمک کند.

they decided to add an underbuilding for parking.

آنها تصمیم گرفتند یک زیرساخت برای پارکینگ اضافه کنند.

underbuilding is a common practice in urban areas.

ساخت یک زیرساخت یک روش معمول در مناطق شهری است.

the city's plan included an underbuilding for commercial use.

برنامه شهر شامل یک زیرساخت برای استفاده تجاری بود.

he specializes in designing underbuilding structures.

او در طراحی سازه‌های زیرساختی تخصص دارد.

underbuilding can provide additional storage space.

ساخت یک زیرساخت می‌تواند فضای ذخیره‌سازی اضافی فراهم کند.

they faced challenges with the underbuilding's foundation.

آنها با چالش‌هایی در مورد پی‌سازی زیرساخت مواجه شدند.

underbuilding requires careful planning and engineering.

ساخت یک زیرساخت نیاز به برنامه‌ریزی و مهندسی دقیق دارد.

the underbuilding was completed ahead of schedule.

زیرساخت زودتر از موعد تکمیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید