underjawed

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈdʒɔːd/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈdʒɔːd/

ترجمه

adj. دارای فک پایین برجسته

عبارات و ترکیب‌ها

underjawed expression

حالت چهره پایین‌فک

underjawed look

ظاهر پایین‌فک

underjawed stance

وضعیت پایین‌فک

underjawed feature

ویژگی پایین‌فک

underjawed animal

حیوان پایین‌فک

underjawed character

شخصیت پایین‌فک

underjawed appearance

ظاهر پایین‌فک

underjawed profile

پروفایل پایین‌فک

underjawed design

طراحی پایین‌فک

underjawed condition

شرایط پایین‌فک

جملات نمونه

his underjawed expression made him look confused.

حالت صورتش که چانه‌اش بیرون زده بود، باعث شد به نظر گیج برسد.

the dog was underjawed, giving it a unique appearance.

سگ چانه‌ درازی داشت که به آن ظاهری منحصر به فرد می‌داد.

she noticed that her underjawed friend had a distinct smile.

او متوجه شد که دوست چانه‌ درازش لبخندی خاص دارد.

his underjawed face made him a memorable character.

صورت چانه‌ درازش او را به شخصیتی به یاد ماندنی تبدیل کرد.

the artist captured her underjawed look perfectly in the painting.

هنرمند توانست به خوبی ظاهر چانه‌ دراز او را در نقاشی به تصویر بکشد.

underjawed animals often have different feeding habits.

حیوانات چانه‌ دراز اغلب رفتارهای تغذیه‌ای متفاوتی دارند.

his underjawed feature gave him a rugged charm.

ویژگی چانه‌ درازش به او جذابیت خاصی می‌بخشید.

many underjawed breeds are known for their loyalty.

نژادهای چانه‌ دراز بسیاری به خاطر وفاداری خود مشهور هستند.

she felt self-conscious about her underjawed appearance.

او در مورد ظاهر چانه‌ درازش احساس ناامنی می‌کرد.

the actor's underjawed look became his trademark.

ظاهر چانه‌ دراز بازیگر به نشانه‌ی خاص او تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید