weak-jawed

[ایالات متحده]/[wiːk ˈdʒɔːd]/
[بریتانیا]/[wiːk ˈdʒɔːd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن چانه‌ی ضعیف یا تعریف‌نشده؛ نداشتن اراده یا قاطعیت؛ ضعیف.

عبارات و ترکیب‌ها

weak-jawed smile

لبخند ضعیف‌فک

a weak-jawed look

ظاهر ضعیف‌فک

weak-jawed man

مرد ضعیف‌فک

weak-jawed expression

حالت چهره ضعیف‌فک

being weak-jawed

ضعیف‌فک بودن

weak-jawed stance

حالت ایستاده ضعیف‌فک

weak-jawed figure

تصویر ضعیف‌فک

weak-jawed appearance

ظاهر ضعیف‌فک

weak-jawed type

نوع ضعیف‌فک

weak-jawed face

چهره ضعیف‌فک

جملات نمونه

the weak-jawed puppy struggled to hold the chew toy.

سگک جوی گوشه‌دار برای نگه داشتن اسباب‌بازی جویدن تلاش کرد.

he had a weak-jawed appearance, almost boyish.

ظاهری گوشه‌دار داشت، تقریباً پسرانه.

the boxer's weak-jawed chin was a target for the opponent.

چانه‌ی گوشه‌دار بوکسور هدف حریف بود.

despite his size, he had a surprisingly weak-jawed profile.

با وجود جثه‌اش، پروفایل او به طرز شگفت‌آوری گوشه‌دار بود.

the sculptor noticed the model's weak-jawed structure.

مجسمه‌ساز ساختار گوشه‌دار مدل را متوجه شد.

a weak-jawed smile played on her lips.

لبخند گوشه‌داری روی لب‌هایش نقش بسته بود.

the character was portrayed as weak-jawed and naive.

شخصیت به عنوان گوشه‌دار و ساده‌لوح به تصویر کشیده شد.

he inherited a weak-jawed genetic trait from his father.

وی یک ویژگی ژنتیکی گوشه‌دار را از پدرش به ارث برد.

the comedian poked fun at the actor's weak-jawed demeanor.

کمدین به رفتار گوشه‌دار بازیگر تمسخر کرد.

the artist emphasized the subject's weak-jawed features in the portrait.

هنرمند ویژگی‌های گوشه‌دار سوژه را در پرتره برجسته کرد.

the child's weak-jawed appearance made him look vulnerable.

ظاهر گوشه‌دار کودک باعث می‌شد او آسیب‌پذیر به نظر برسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید