underload

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈləʊd/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈloʊd/

ترجمه

n. وضعیت بارگذاری ناکافی; ظرفیت به طور کامل استفاده نشده
vt. به طور ناکافی بارگذاری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

underload condition

شرایط کم‌بار

underload situation

وضعیت کم‌بار

underload warning

هشدار کم‌بار

underload detection

تشخیص کم‌بار

underload issue

مشکل کم‌بار

underload limit

حد کم‌بار

underload alert

آلارم کم‌بار

underload analysis

تجزیه و تحلیل کم‌بار

underload performance

عملکرد کم‌بار

underload factor

ضریب کم‌بار

جملات نمونه

the system may underload if not properly configured.

سیستم ممکن است در صورت عدم تنظیم مناسب، دچار کم‌بار شدن شود.

we need to monitor the server for any underload issues.

ما باید سرور را برای هرگونه مشکل کم‌بار بودن زیر نظر داشته باشیم.

underload can lead to inefficiencies in operations.

کم‌بار بودن می‌تواند منجر به ناکارآمدی در عملیات شود.

it's important to address underload situations quickly.

رسیدگی سریع به شرایط کم‌بار بودن مهم است.

they discovered an underload in the production line.

آنها یک کم‌بار بودن در خط تولید کشف کردند.

underload conditions can affect the performance of machinery.

شرایط کم‌بار بودن می‌تواند بر عملکرد ماشین‌آلات تأثیر بگذارد.

we should analyze why there is an underload in this area.

ما باید بررسی کنیم که چرا در این منطقه کم‌بار بودن وجود دارد.

the team is working to resolve the underload problem.

تیم در حال تلاش برای رفع مشکل کم‌بار بودن است.

underload can sometimes be more problematic than overload.

کم‌بار بودن گاهی اوقات می‌تواند مشکل‌سازتر از پربار بودن باشد.

we need to adjust the settings to prevent underload.

ما باید تنظیمات را برای جلوگیری از کم‌بار بودن تنظیم کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید