overburden

[ایالات متحده]/əʊvə'bɜːd(ə)n/
[بریتانیا]/ˌovɚˈbɚdn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بارگذاری یا بار زیاد کردن
n. بار زیاد
شکل‌های واژه
شکل سوم شخص مفردoverburdens
قسمت سوم فعلoverburdened
زمان گذشتهoverburdened
صفت یا فعل حال استمراریoverburdening
جمعoverburdens

عبارات و ترکیب‌ها

overburden pressure

فشار پوشش

جملات نمونه

an overburden of costs.

بار سنگین هزینه‌ها

they were overburdened with luggage.

آنها با چمدان‌ها بار سنگینی داشتند.

ministers are overburdened with engagements.

وزیران با تعهدات سنگینی مواجه هستند.

The trees are overburdened with fruit.

درختان مملو از میوه هستند.

The peculiar windway is designed ;the ability being overburdened strong ,applies to heavy industry to be input use;

مسیر باد عجیب طراحی شده است؛ توانایی آن به گونه‌ای است که به دلیل سنگینی، برای استفاده در صنایع سنگین مناسب است.

"Besides, excessively large masses of human beings working in a single gigantic building overburden public transportation."

علاوه بر این، توده‌های بسیار بزرگ انسان‌ها که در یک ساختمان غول‌پیکر واحد کار می‌کنند، حمل و نقل عمومی را تحت فشار قرار می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید