underpromote

[ایالات متحده]/ˌʌndərˈɛstɪmeɪt/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈɛstəˌmeɪt/

ترجمه

v. دست کم گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

underpromoted

کم‌تبلیغ‌شده

underpromotes

کم‌تبلیغ می‌کند

underpromote products

محصولات را کم‌تبلیغ کنید

tendency to underpromote

تمایل به کم‌تبلیغ کردن

underpromote aggressively

به‌طور تهاجمی کم‌تبلیغ کنید

جملات نمونه

the company underpromote talented employees, leading to high turnover rates.

شرکت‌ها کارمندان با استعداد را به اندازه کافی ارتقا نمی‌دهند که منجر به افزایش نرخ گردش کارکنان می‌شود.

many small businesses underpromote their services, missing valuable growth opportunities.

بسیاری از کسب و کارهای کوچک خدمات خود را به اندازه کافی تبلیغ نمی‌کنند و فرصت‌های رشد ارزشمند را از دست می‌دهند.

some managers underpromote workers who deserve advancement, creating workplace resentment.

برخی از مدیران کارمندانی که شایستگی ارتقا دارند را به اندازه کافی ارتقا نمی‌دهند و باعث ایجاد نارضایتی در محل کار می‌شوند.

the marketing team underpromote the new product line, resulting in poor initial sales.

تیم بازاریابی خط تولید جدید را به اندازه کافی تبلیغ نمی‌کند که منجر به فروش اولیه ضعیف می‌شود.

organizations that underpromote diversity initiatives often face legal consequences.

سازمان‌هایی که طرح‌های متنوع‌سازی را به اندازه کافی تبلیغ نمی‌کنند، اغلب با عواقب قانونی مواجه می‌شوند.

tech companies sometimes underpromote older employees despite their extensive experience.

شرکت‌های فناوری گاهی اوقات با وجود تجربه گسترده، کارمندان مسن‌تر را به اندازه کافی تبلیغ نمی‌کنند.

the government underpromote educational programs, affecting overall literacy rates.

دولت برنامه‌های آموزشی را به اندازه کافی تبلیغ نمی‌کند که بر نرخ سواد کلی تأثیر می‌گذارد.

retail stores frequently underpromote seasonal sales, reducing customer traffic.

فروشگاه‌های خرده‌فروشی اغلب فروش‌های فصلی را به اندازه کافی تبلیغ نمی‌کنند و ترافیک مشتریان را کاهش می‌دهند.

film studios underpromote independent movies, limiting their audience reach.

استودیوهای فیلمسازی فیلم‌های مستقل را به اندازه کافی تبلیغ نمی‌کنند و دامنه مخاطبان آن‌ها را محدود می‌کنند.

healthcare providers underpromote preventive care services, increasing long-term costs.

ارائه‌دهندگان خدمات بهداشتی خدمات مراقبت‌های پیشگیرانه را به اندازه کافی تبلیغ نمی‌کنند که منجر به افزایش هزینه‌های بلندمدت می‌شود.

educational institutions underpromote vocational training, skewing student interests toward traditional degrees.

مؤسسات آموزشی آموزش‌های حرفه‌ای را به اندازه کافی تبلیغ نمی‌کنند و علایق دانش‌آموزان را به سمت مدارک سنتی منحرف می‌کنند.

the publishing industry underpromote emerging authors, concentrating power among established names.

صنعت نشر نویسندگان نوظهور را به اندازه کافی تبلیغ نمی‌کند و قدرت را در میان نام‌های شناخته شده متمرکز می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید