underrepresented

[ایالات متحده]/ˌʌndəreprɪˈzentɪd/
[بریتانیا]/ˌʌndɚˌrɛprɪˈzɛntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد نمایندگی کافی؛ به طور کامل نمایندگی نشده.

جملات نمونه

Motorcycle riders with dirt bike experience are significantly underrepresented in the accident data.

رانندگان موتورسیکلت با تجربه موتورسواری در زمین به طور قابل توجهی در داده‌های تصادف کم‌نمایندگی دارند.

Management has seriously underrepresented the firm's financial problems.

مدیریت به طور جدی مشکلات مالی شرکت را دست کم گرفته است.

the underrepresented minority groups, ignored by the government.

گروه‌های اقلیت کم‌نماینده، که توسط دولت نادیده گرفته شده بودند.

Considers that encouragement of recruitment from unrepresented and underrepresented Member States shall not disallow other qualified candidates from competing;

در نظر می‌گیرد که تشویق استخدام از کشورهای کمتر نماینده و کمتر تحت پوشش نباید از رقابت سایر داوطلبان واجد شرایط جلوگیری کند.

Women are often underrepresented in leadership positions.

زنان اغلب در پست‌های رهبری کم‌نمایندگی دارند.

Minority groups are underrepresented in the tech industry.

گروه‌های اقلیت در صنعت فناوری کم‌نمایندگی دارند.

There is a need for more underrepresented voices in the media.

نیاز به شنیدن صدای بیشتر افراد کم‌نماینده در رسانه وجود دارد.

Students from low-income backgrounds are underrepresented in higher education.

دانشجویان با پیشینه کم‌درآمد در آموزش عالی کم‌نمایندگی دارند.

People with disabilities are often underrepresented in the workforce.

افراد دارای معلولیت اغلب در نیروی کار کم‌نمایندگی دارند.

LGBTQ individuals may be underrepresented in certain professions.

افراد LGBTQ ممکن است در برخی از حرفه‌ها کم‌نمایندگی داشته باشند.

Rural communities are underrepresented in discussions about policy-making.

جامعه روستایی در بحث‌ها در مورد سیاست‌گذاری کم‌نمایندگی دارد.

Non-native English speakers are underrepresented in English-language media.

افرادی که زبان انگلیسی را به عنوان زبان مادری ندارند در رسانه‌های انگلیسی کم‌نمایندگی دارند.

Older adults are often underrepresented in marketing campaigns.

افراد مسن اغلب در کمپین‌های بازاریابی کم‌نمایندگی دارند.

Individuals from certain ethnic backgrounds may be underrepresented in academic research.

افرادی با پیشینه قومی خاص ممکن است در تحقیقات علمی کم‌نمایندگی داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید