underresourced areas
مناطقی با منابع محدود
underresourced schools
مدارس با منابع محدود
underresourced communities
جامعههای با منابع محدود
underresourced programs
برنامههای با منابع محدود
underresourced sectors
بخشهای با منابع محدود
underresourced facilities
امکاناتی با منابع محدود
underresourced organizations
سازمانهای با منابع محدود
underresourced services
خدمات با منابع محدود
underresourced initiatives
ابتکاراتی با منابع محدود
the school is underresourced, affecting the quality of education.
مدارس کمبود منابع دارند که بر کیفیت آموزش تأثیر میگذارد.
many underresourced communities struggle to access healthcare.
بسیاری از جوامع کمبود منابع، برای دسترسی به مراقبتهای بهداشتی تلاش میکنند.
the underresourced team faced challenges in completing the project.
تیم کمبود منابع با چالشهایی در تکمیل پروژه روبرو شد.
underresourced organizations often rely on volunteers for support.
سازمانهای کمبود منابع اغلب برای حمایت به داوطلبان متکی هستند.
funding cuts have left many programs underresourced.
کاهش بودجه باعث شده بسیاری از برنامهها کمبود منابع داشته باشند.
the underresourced library struggled to keep up with demand.
کتابخانه کمبود منابع برای پاسخگویی به تقاضا تلاش میکرد.
underresourced schools often lack essential learning materials.
مدارس کمبود منابع اغلب فاقد مواد آموزشی ضروری هستند.
efforts are needed to support underresourced areas in our city.
برای حمایت از مناطق کمبود منابع در شهر ما تلاشهایی لازم است.
underresourced families may struggle to provide basic needs.
خانوادههای کمبود منابع ممکن است برای تأمین نیازهای اساسی تلاش کنند.
the underresourced sector requires immediate attention from policymakers.
بخش کمبود منابع نیاز به توجه فوری از سوی سیاستگذاران دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید