undersea

[ایالات متحده]/'ʌndəsiː/
[بریتانیا]/'ʌndɚsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. زیر سطح دریا؛
Word Forms
جمعunderseas

جملات نمونه

undersea life; undersea cameras.

زندگی زیردریایی؛ دوربین‌های زیردریایی

First underseas telephone cable, England to France.

اولین کابل تلفن زیردریایی، از انگلستان به فرانسه.

of the long-distant undersea optical cable, it is necessary to detect the delitescent fault in earliest time.

در مورد کابل دریایی طولانی‌فاصله، تشخیص نقص دلتسان در اسرع وقت ضروری است.

The undersea world is full of mystery and beauty.

جهان زیردریایی پر از رمز و راز و زیبایی است.

Divers explore the undersea caves to discover new species.

غواصان غارهای زیردریایی را برای کشف گونه‌های جدید بررسی می‌کنند.

Undersea earthquakes can trigger tsunamis.

زلزه‌های زیردریایی می‌توانند سونامی ایجاد کنند.

Researchers study undersea volcanoes to understand Earth's geology.

محققان آتشفشان‌های زیردریایی را برای درک زمین‌شناسی زمین مطالعه می‌کنند.

Undersea cables are used for telecommunications and internet connections.

کابل‌های زیردریایی برای مخابرات و اتصالات اینترنت استفاده می‌شوند.

The undersea world is teeming with diverse marine life.

جهان زیردریایی مملو از حیات دریایی متنوع است.

Undersea mining poses environmental challenges.

معدن‌کاوی زیردریایی چالش‌های زیست‌محیطی ایجاد می‌کند.

Undersea exploration requires specialized equipment and training.

اکتشافات زیردریایی به تجهیزات و آموزش تخصصی نیاز دارد.

Submarines are used for undersea research and military operations.

زیردریایی‌ها برای تحقیقات زیردریایی و عملیات نظامی استفاده می‌شوند.

Undersea habitats provide a unique ecosystem for marine organisms.

زیستگاه‌های زیردریایی یک اکوسیستم منحصر به فرد برای موجودات دریایی فراهم می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید