undertides

[ایالات متحده]/ˈʌndətaɪdz/
[بریتانیا]/ˈʌndərtaɪdz/

ترجمه

n. جمع از undertide؛ جریان‌های اقیانوسی که زیر سطح جاری می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

undertides of change

پریاژهای تغییر

hidden undertides

پریاژهای پنهان

powerful undertides

پریاژهای قدرتمند

beneath the undertides

زیر پریاژها

dark undertides

پریاژهای تاریک

undertides of history

پریاژهای تاریخ

emotional undertides

پریاژهای عاطفی

dangerous undertides

پریاژهای خطرناک

undertides running deep

پریاژهایی که عمیق می‌روند

political undertides

پریاژهای سیاسی

جملات نمونه

the swimmer was caught in dangerous undertides that pulled him further from shore.

نواحی زیرسطحی خطرناک که او را فاصله‌تر از ساحل می‌کشید، نویسنده را در گرفت.

her speech revealed deep emotional undertides that the audience could feel but not see.

خطابه‌اش نواحی زیرسطحی عاطفی عمیقی را آشکار کرد که مخاطبان می‌توانستند احساس کنند اما نمی‌توانستند ببینند.

the novel explores the dark undertides of human psychology beneath polite society.

این رمان نواحی زیرسطحی تاریک روانشناسی انسان را زیر جامعه‌ای با لباس‌های لطیف مورد بررسی قرار می‌دهد.

political undertides were shifting beneath the surface of the election campaign.

نواحی زیرسطحی سیاسی زیر سطح مبارزه انتخاباتی در حال تغییر بود.

the calm sea hid powerful undertides that could overturn any boat.

دریای آرام نواحی زیرسطحی قدرتمندی را پنهان داشت که هر کشتی را می‌توانست به گرد و رو بیندازد.

scientists studied the undertides to understand how they affect marine ecosystems.

دانشمندان نواحی زیرسطحی را مورد مطالعه قرار دادند تا بفهمند که چگونه بر اکوسیستم‌های دریایی تأثیر می‌گذارند.

there are undertides of resentment building among the workers that management ignores.

نواحی زیرسطحی نفرتی که بین کارگران در حال ساخته شدن است، مدیریت آن را نادیده گرفته است.

the documentary exposed undertides of corruption in the city government.

مستند نواحی زیرسطحی فساد در دولت شهر را آشکار کرد.

she sensed undertides of change in her hometown after years of absence.

پس از چندین سال غیبت، او نواحی زیرسطحی تغییر در شهر خود را احساس کرد.

the artwork captures the undertides of melancholy that pervade the artist's work.

این آثار هنری نواحی زیرسطحی افسردگی را که در کارهای هنرمند پراکنده است، به خوبی ثبت کرده است.

ancient stories often use ocean metaphors to describe the undertides of fate.

داستان‌های باستانی اغلب از این‌گونه افکار نمادین دریا برای توصیف نواحی زیرسطحی مقدر استفاده می‌کنند.

the negotiator detected undertides of hope that made agreement possible.

مذاکره‌گر نواحی زیرسطحی امیدی را کشف کرد که امکان دستیابی به توافق را فراهم می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید