undertime work
کار زمان استراحت
undertime hours
ساعات زمان استراحت
undertime pay
پرداخت زمان استراحت
undertime budget
بودجه زمان استراحت
undertime resources
منابع زمان استراحت
undertime staffing
تخصیص پرسنل زمان استراحت
undertime costs
هزینه های زمان استراحت
undertime project
پروژه زمان استراحت
undertime schedule
برنامه زمان استراحت
undertime analysis
تجزیه و تحلیل زمان استراحت
he often works undertime to finish his projects early.
او اغلب در زمان آزاد برای اتمام زودتر پروژههایش کار میکند.
they decided to undertake some undertime to improve their skills.
آنها تصمیم گرفتند تا برای بهبود مهارتهای خود، زمانی را به انجام فعالیتهای زمان آزاد اختصاص دهند.
during the undertime, she read several books.
در طول زمان آزاد، او چندین کتاب خواند.
undertime can be a great opportunity for personal development.
زمان آزاد میتواند فرصتی عالی برای رشد شخصی باشد.
he used his undertime to volunteer at the local shelter.
او از زمان آزاد خود برای داوطلب شدن در پناهگاه محلی استفاده کرد.
they found it hard to balance work and undertime activities.
آنها انجام فعالیتهای زمان آزاد در کنار کار را دشوار یافتند.
she often reflects on her goals during undertime.
او اغلب در زمان آزاد به اهداف خود فکر میکند.
using undertime wisely can lead to greater productivity.
استفاده عاقلانه از زمان آزاد میتواند منجر به افزایش بهرهوری شود.
he prefers to travel during his undertime.
او ترجیح میدهد در طول زمان آزاد خود سفر کند.
they scheduled some undertime for team-building activities.
آنها زمانی را برای فعالیتهای تیمسازی در زمان آزاد برنامهریزی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید